۱۳ آبان ۱۳۹۵

#ایران - در گذر تاریخ ... 13آبان 1365 - 4نوامبر1986 مک فارلین،”کلت و کیک وکتاب مقدس“ آورد و رسوایی معامله پنهان خمینی با ریگان فاش شد

در گذر تاریخ ...
13آبان 1365 - 4نوامبر1986
مک فارلین،”کلت و کیک وکتاب مقدس“ آورد و رسوایی معامله پنهان خمینی با ریگان فاش شد


بر ‌اساس افشاگری نشریه‌‌‌‌‌‌‌ الشراع چاپ لبنان، فاش شد که مک فارلین، مشاور ویژه امنیت ملی رونالد ریگان، رئیس‌جمهوری آمریکا، با چهار آمریکایی دیگر به‌طور محرمانه وارد تهران شده و مذاکراتی با مقامات رژیم انجام داده بودند. ریگان، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، حاضر نشد جزئیات قضیه را فاش سازد. وی از این اقدام خود (فروش اسلحه به ‌ایران) دفاع کرد. ریگان در عین حال گفت که در این زمینه اشتباهاتی هم روی داده است. ریگان برای خمینی یک کلت و یک انجیل به‌همراه کیک هدیه فرستاده بود.



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

۱۲ آبان ۱۳۹۵

#ایران - در گذر تاریخ ... 3نوامبر 245 میلادی - 12 آبان شهر قزوین، ساخته می شود

 در گذر تاریخ ...
3نوامبر 245 میلادی - 12 آبان
شهر قزوین، ساخته می شود


سوم نوامبر سال 245 میلادی شاپور اول، شاه وقت ایران از دودمان ساسانی، دستور بنای شهر قزوین را صادر کرد‌. کار ایجاد این شهر سه سال طول کشید و در اکتبر سال 248 میلادی (جشنهای مهرگان) پایان یافت.
نام قزوین از طایفه‌یی به ‌همین نام گرفته شده و یونانیان و رومیان باستان و اینک جهانیان، دریای مازندران را به‌نام این طایفه، دریای «کاسپین» می‌خوانند، زیرا که منطقه محل سکونت این طایفه آریایی تا سواحل غربی آن دریا امتداد داشته است.
شاپور اول در طول حکومت خود چند شهر تازه ساخت که نام او با پیشوند و پسوندهایی بر آنها گذارده شد اما دستور داد که شهر تازه‌ساز به‌نام طایفه‌یی که در آن منطقه سکونت داشت «کسپین» نامیده شود که این نام به‌ مرور زمان به‌صورت قزوین درآمده است.
قزوین در قرن 16 میلادی پایتخت ایران شد و شاه طهماسب صفوی عمارات فراوان در آن‌جا ساخت؛ تا این‌که شاه عباس در سال 1598 میلادی پایتخت را از قزوین به ‌اصفهان، شهر مرکزی ایران، منتقل ساخت.

دروازه قزوین در سال 1224


آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - آغاز به‌کار عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه جدید سازمان ملل در امور حقوق‌بشر ایران

 آغاز به‌کار عاصمه جهانگیر گزارشگر ویژه جدید سازمان ملل در امور حقوق‌بشر ایران


عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل‌متحد در امور حقوق‌بشر ایران از روز سه‌شنبه 11 آبان آغاز به کار کرد.
احمد شهید، گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل‌متحد روز سه‌شنبه ۱۱ آبان در توییتر خود روز اول کاری خانم عاصمه جهانگیر را در سمت جدید تبریک گفت و برای او در این سمت «مهم» آرزوی موفقیت کرد.
لازم به یادآوری است انتخاب وی به این سمت با واکنش منفی رژیم آخوندی مواجه شد، جواد لاریجانی، تئوریسین شکنجه و اعدام، انتخاب او را غیرعادلانه و غیرمعتبر خواند. و خبرگزاری اطلاعات آخوندی موسوم به مهر روز دوشنبه 15 شهریور طی مقاله‌یی با عنوان ”جابه‌جایی مهره‌ها و اهداف پشت پرده، عاصمه جهانگیر؛ حکایتی تکراری از استاندارد دوگانه حقوق‌بشر“ خشم خود را نسبت به تعیین عاصمه جهانگیر به‌عنوان گزارشگر ویژه حقوق‌بشر در امور ایران نشان داد.






آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - ضرب و شتم زندانیان سیاسی، حسین علی‌محمدی و مرتضی مرادپور

ضرب و شتم زندانیان سیاسی، حسین علی‌محمدی و مرتضی مرادپور


مزدوران نیروی انتظامی بند ۱۲ زندان تبریز اقدام به ضرب و شتم زندانیان سیاسی این بند کردند. در پی این رویداد حسین علی‌محمدی از ناحیه سر دچار شکستگی و خونریزی شده و مرتضی مرادپور نیز بیهوش شده است.
روز سه‌شنبه۱۱آبان ۹۵ در بند ۱۲ محکومین زندان مرکزی تبریز، حسین علی‌محمدی در پی اعتراض به تحقیر یک زندانی تبعه کشور لهستان؛ از طرف دیگر محکومین، مورد حمله و ضرب و شتم زندانیان قرار گرفت. نهایتاً حسین علی‌محمدی با وجود جراحات از ناحیه سر، به بند ویژه زندان مرکزی تبریز منتقل شد.
مرتضی مرادپور دیگر زندانی سیاسی این بند نیز پس از اعتراض به این عملکرد دژخیمان بند، مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفته و برای مدتی دچار بیهوشی شده است.
مرتضی مرادپور از روز سه‌شنبه۴ آبان ۹۵ و در اعتراض به عدم اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات ضداسلامی در پرونده خود و ممانعت از آزادیش در اعتصاب‌غذا به‌سر می‌برد. وی پس از به هوش آمدن هم‌چنان در بند ۱۲ محکومین نگهداری می‌شود.
بر اساس گزارشی از زندان تبریز انتظامات زندان فعالان آذربایجانی را برای انصراف از پیگیری شکایت خود به مرگ تهدید کرده‌اند. همچنین دفتر بند۱۲محکومین با اعلام عمومی در ساختمان، خواستار امضای برگه شکایت علیه این فعالان توسط سایر زندانیان و ارائه شهادت دروغ برای مقصر جلوه دادن ایشان شده است.



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

۱۱ آبان ۱۳۹۵

#ایران - مانور فریبکارانه تغییر قانـون و کم کردن اعدام توسط آخـوندها، همزمان با اجلاس مجمع عمومی و در آستانه نمایش انتخابات

مانور فریبکارانه تغییر قانـون و کم کردن اعدام توسط آخـوندها، همزمان با اجلاس مجمع عمومی و در آستانه نمایش انتخابات


در یک مانور فریبکارانه که از چند سال پیش شروع شده، بار دیگر آخوند پور محمدی، وزیر دادگستری روحانی، با تأکید بر این‌که مجازات اعدام را نمی‌توان نفی کرد، گفت: «میزان و مصادیق مجازات اعدام باید مورد بازنگری قرار گیرد... البته حفظ مجازات اعدام هم‌چنان در دستور است اما نه در میزانی که امروزه انجام می‌گیرد» (خبرگزاری حکومتی ایلنا-8آبان95). او همزمان با اجلاس جاری مجمع عمومی در حالی این وعده ناشیانه را تکرار می‌کند که این رژیم صرفاً در ماه سپتامبر امسال 77نفر را بدار آویخته است.
پورمحمدی یکی از اعضای کمیته مرگ در تهران در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 67 است. او دو ماه پیش در دفاع از این جنایت علیه بشریت گفت: «ما افتخار می‌کنیم که دستور خدا در رابطه با [مجاهدین] را اجرا کردیم و در مقابل دشمنان خدا و ملت با قدرت ایستادیم و مقابله کردیم. ... به منافقان نباید رحم کرد».
از دو سال پیش سرکردگان رژیم بارها وعده داده‌اند با تغییر قانون میزان اعدامها کم خواهد شد. این دروغها که اصحاب مماشات برای توجیه معامله با این رژیم به آن به‌شدت نیازمند هستند همزمان با اجلاسهای مجمع عمومی ملل‌متحد که نقض حقوق‌بشر در ایران در آن مورد بحث قرار می‌گیرد یا در آستانه نمایشهای انتخاباتی رژیم بیشتر می‌شود. رژیم آخوندی در این ایام نیز که جنبش دادخواهی30هزار شهید قتل‌عام بالا گرفته است، به‌طور مضاعف نیازمند این مانورهای مسخره است.
بان کی‌مون، دبیرکل ملل متحد، در گزارش خود به اجلاس جاری مجمع عمومی درباره حقوق‌بشر در ایران نوشت: «از سال 2009، مرسوم بوده است که قبل از انتخابات، تعداد اعدامها به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابند ولی بعد از آن به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد».
جواد لاریجانی، مسئول به‌اصطلاح حقوق‌بشر رژیم، دو سال پیش به فرانس 24 گفت: «ما شاهد شمار زیاد اعدامهای مرتبط با جرایم موادمخدر بر اساس قانون موجود هستیم. ما در تلاشیم که این قانون را تغییر دهیم و اگر در تصویب این قانون در پارلمان موفق شویم آنگاه 80 درصد اعداها از بین خواهد رفت، این می‌تواند خبر مهمی باشد» (15آذر 1393).
وی 70روز پیش گفت: «ما با حذف کامل اعدام مخالف هستیم زیرا برای برخی جرایم بسیار خطرناک باید مجازات اعدام وجود داشته باشد. به‌علاوه مواردی مانند قصاص که مربوط به حدود الهی است. (درباره) مواد مخدر هم طرفدار حذف کامل اعدام نیستیم بلکه طرفدار بازنگری در قانون هستیم... بازنگری در قانون مبارزه با مواد مخدر، معادل حذف اعدام نیست... البته یکی از مسایل اعدامی ما قصاص است که... خیلی هم به آن افتخار می‌کنیم (خبرگزاریهای حکومتی- 2شهریور 1395).
مجلس ارتجاع نیز دو سال است در این مانور فریبکارانه و مسخره شرکت می‌کند. محمدعلی اسفنانی، سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس، دو سال پیش از لایحه کاهش مجازات اعدام صحبت کرد و گفت: «ایده کاهش اعدام درباره جرایم مرتبط با مواد مخدر به‌طور حتم با استقبال بسیاری (در مجلس) مواجه خواهد شد... در عین‌حال کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در قانون آیین دادرسی کیفری که از تیر94 اجرایی می‌شود به کاهش مجازات جرایم مواد مخدر اشاره کرده است» (خبرگزاری حکومتی ایرنا- 3دی 1393).
یک‌سال پیش همزمان با اجلاس مجمع عمومی میرهادی قره‌سید رومیانی، عضو هیأت‌رئیسه کمیسیون قضایی مجلس از امضای بیش از 70نفر از نمایندگان برای طرح حذف مجازات اعدام از قانون مبارزه با مواد مخدر خبر داد و گفت: با تصویب این طرح، مجازات اعدام در خصوص موادمخدر صرفاً در قاچاق مسلحانه اعمال خواهد شد. وی افزود: بعد از تصویب این طرح زندانیانی که اکنون در زندان به‌سر می‌برند آزاد می‌شوند (رسانه‌های حکومتی-17آذر 1394).
بار دیگر در پاییز امسال با شروع مجمع عمومی این بازی سخیف شروع شد. آخوند حسن نوروزی سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس از طرح تخفیف مجازات اعدام با 100 امضا خبر داد و گفت: امروز این طرح تقدیم هیأت‌رئیسه پارلمان می‌شود. سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس تأکید کرد: این طرح صرفاً شامل افرادی می‌شود که برای بار اول و یا به مقدار کمی مواد مخدر حمل کرده‌اند (تسنیم- خبرگزاری نیروی قدس– 13مهر 1395).
یک ماه بعد در 9آبان 1395 همین آخوند در مصاحبه با خبرگزاری رادیو و تلویزیون رژیم گفت: «امروز طرحی را با 76 امضا تقدیم هیأت‌رئیسه مجلس... کردیم که می‌گوید کسانی که حامل مواد مخدر بوده و یا در دام قاچاقچیان مواد مخدر افتاده‌اند و در صورت نداشتن سوء پیشینه نباید اعدام شوند» اما «کسانی که باندی عمل می‌کنند و دارای سوء پیشینه هستند باید با عنوان مفسد فی الارض از روی زمین پاکسازی و اعدام شوند... . ما مخالف از بین بردن مفسد فی الارض نیستیم».
این مانورهای فریبکارانه نشانگر ضعف و وضعیت شکننده رژیمی است که از خیزش مردم جان به لب رسیده عمیقاً وحشت دارد و در بن‌بست بحرانهای فزاینده داخلی و بین‌المللی نه راه پیش دارد و نه راه پس.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۱ آبان ۱۳۹۵ (اول نوامبر ۲۰۱۶)



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - بلبل بیت آقا!

 بلبل بیت آقا!


این روزها داستان حاج سعید طوسی قاری نمونه و بلبل بیت خامنه‌ای، تمام مملکت و فضای مجازی را به لرزه در آورده.
قاری سرشناسی که اینک چند نفر شاکی به علت فساد اخلاقی و اعمال منافی عفت، احاطه‌اش کرده‌اند اما ...
همین چند روز پیش اژه‌ای سخنگوی قوه قوه قضاییه رژیم، سر و پا برهنه وارد صحنه شد و به زبان خودمانی گفت: زیاد وارد این موضوع نشید و بیشتر از این، این ماجرا (یعنی ماجرای تجاوز قاری نمونه خامنه‌ای به نوجوانان خردسال) را هم نزنید! بعد هم بدون رعایت هر گونه ظرافتی گفت: افشای برخی موارد، بیشتر به ضرر شاکی (یعنی قربانی تجاوز) تمام می‌شود!
و سرانجام ظهر همان روز سوم آبان 95 کیهان خامنه‌ای که در شمار روزنامه‌های عصر تهران است، در صفحه اولش تیتر زد: صدور قرار منع تعقیب برای قاری معروف!
 روز سه‌شنبه 4آبان 95 هم بالاخره قاضی‌القضات خامنه‌ای، آخوند لاریجانی به فرموده مقام عظمای ولایت، به صحنه آمد و به نوعی تهدید کرد که دیگر کسی روی این حرفها و کارهایی که قاری برتر نظام کرده، سر و صدای رسانه‌یی راه نیندازد!
بعید است در این مملکت کسی باقی مانده باشد که ماجرای فضاحت‌های قاری محبوب خامنه‌ای را نداند. فضاحتهایی که اگر فقط یکی از آنها، از یک شهروند عادی سر می‌زد، به فجیع‌ترین وجه، مجازات و کشته می‌شد، اما وقتی مجرم از عمله صاحبان قدرت باشد، صورت مسأله کاملاً تغییر می‌کند و حتی صحبت کردن درباره مجرم، خودش مشمول مجازات و حبس و تعزیر می‌شود.
در اولین سال‌های پس از پیروزی انقلاب 57، وقتی صحبت از لایحه قصاص آخوندی مطرح شد، مجاهدین خلق ایران بلافاصله آن را یک لایحه ”ضدبشری“ اعلام کردند و همان‌گونه که به قانون اساسی خمینی پشت کرده بودند، با لایحه قصاص هم با تمام قوا به مخالفت برخاستند و بهای همین مخالفتها را نیز با خون دهها هزار نفر از اعضا، هواداران و خانواده‌هایشان پرداختند. به اصطلاح قانونی که در ذات خود، بی‌نهایت ضدبشری و ضداسلامی است.
اما امروزه معلوم شده که همین قانون قصاص، با تمام ویژگی‌هایش، تنها و تنها یک وسیله برای سرکوب و ارعاب مردمی است که تن به قدرت حاکم و مفاسد و مظالم آن نمی‌دهند.
نگاهی به صحبتهای صادق لاریجانی رئیس جنایت‌کار قوه قضاییه رژیم خود به تنهایی گویای همه چیز است.
لاریجانی بدون آن‌که مستقیماً از طوسی اسم ببرد می‌گوید: در حالی‌که میلیونها پرونده در دستگاه قضایی جریان دارد می‌بینیم که یک پرونده‌ را رسانه‌یی می‌کنند.
منظورش از یک پرونده، همین پرونده کثیف حاج سعید طوسی است!
یعنی حالا چرا از وسط این همه پرونده، آمده‌اید این یکی را افشا می‌کنید؟!
بعد هم با توجه به پیامد‌های اجتماعی منفی این افتضاح که از حواشی بیت رهبری‌اش محسوب می‌شود، ادامه می‌دهد: با طرح مطالب کذب، نسبت‌های دروغ به رهبری و رئیس قوه قضاییه و نظام قضایی کشور می‌دهند و می‌گویند رئیس قوه قضاییه، پرونده را مختومه اعلام کرده!
منظورش این است که: من فقط برای فساد جنسی طوسی، قرار منع تعقیب صادر کردم اما چون اتهام‌های دیگری هم داشت، برای آنهای دیگر هنوز تحت تعقیب محسوب می‌شود!
اما مهمترین قسمت را اژه‌ای معاون و سخنگوی بدنام قضاییه گفته و پیشاپیش قال قضیه را کنده و تلویحاً اعلام کرده: با توجه به معضل شهود، این پرونده آینده‌ای ندارد و در پایان هم بی‌هیچ پرده‌پوشی، به تهدید شاکیان و قربانیان تجاوز‌های حاج سعید طوسی پرداخته و می‌گوید: کسانی که از داخل کشور به این قبیل رسانه‌ها (یعنی رسانه‌هایی که خبر افتضاح بلبل بیت آقا! را منتشر می‌کنند) به‌عنوان معاونت در جرم، تحت تعقیب قرار خواهند گرفت!
می گویند، در نظامهای طبقاتی و ضدمردمی، قانون وسیله حفاظت و تأمین امنیت طبقات حاکم و اعمال قدرت آنها بر دیگر طبقات است.
این تعریف، دقیقاً مبین همان چیزی است که سال‌هاست در ولایت مطلقه فقیه در ایران اتفاق افتاده و می‌افتد. به تصویر کلیشه زیر نگاه کنید، سال گذشته یک بازنشسته دولت را در ساری به جرم سرقت چند عدد نارنج، به شلاق و زندان محکوم کردند اما دکل دزدها و نفت دزدها و اختلاس‌چی‌ها پی‌درپی به صدارت و وزارت می‌رسند!
در این سالها بی‌شمار افراد را به جرمی مشابه اتهام‌های قاری محبوب خامنه‌ای به بی‌رحمانه‌ترین شکل کشتند اما برای این یکی قرار منع تعقیب صادر می‌شود.
این‌ها همه مصداق همان نظم بی‌نظمی است که باید هرچه زودتر ریشه‌کن شود، که بی‌تردید خواهد شد.



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - پیام خیزش بزرگ پاسارگاد!

 پیام خیزش بزرگ پاسارگاد!


«حکومت آخوندی فقط ظلم، فقط جنگ»
«سوریه را رها کن فکری به‌حال ما کن»
اینها شعاری بود که روز 7آبان، دهها هزار تن از مردمی که از نقاط مختلف کشور در پاسارگاد جمع شده بودند، فریاد زدند. تجمع بزرگی که صدای خشم و کین مردم ایران، نسبت به سیاستهای ضد ملی و ضدایرانی آخوندهای جانی و فاسد حاکم بر میهنمان بود.
جوانهای پرشور ایران، که بدنه اصلی این تجمع اعتراضی را تشکیل می‌دادند، بدون اعتنا به تهدیدات رژیم و مزدورانش، تمامی محدودیتها و موانع را کنار زدند و خودشان را به پاسارگاد رساندند.
نیروهای سرکوبگر رژیم از انتظامی و لباس‌شخصی و بسیجیها، از چند روز قبل، در وحشت از این تجمع اعتراضی، اجازه تورهای مسافرتی به پاسارگاد را لغو و در فضای مجازی شایع کرده بودند که پاسارگاد بسته است، در مسیر موانع و محدودیتهای زیادی برقرار کرده بودند. از روز 5آبان اینترنت منطقه را قطع کرده و مردم اطراف را تهدید کرده بودند تا به سایر مردم جا و امکانات ندهند، و تعداد زیادی مزدور اطلاعاتی را در محل مستقر کرده بودند. حتی از قبل اطلاعیه داده بودند که از اول تا 10آبان پاسارگاد بسته است. تمام هدفشان هم این بود که جوانها نتوانند در پاسارگاد تجمع اعتراضی از پیش اعلام شده خودشان را، برگزار کنند.
اما با تمام این اقدامات، از شب قبل جمعیت به سمت پاسارگاد سرازیر شد. تا حدی که ترافیک سنگینی در مسیر به وجود آمد. بعد از آن هم، وقتی تجمع بزرگ هزاران نفری شکل گرفت، جوانها بر ضددیکتاتوری آخوندی شعار دادند و گفتند که این نظام منحوس، چیزی جز ظلم و جنگ نیست. در ادامه هم شعار دادند:
«آزادی اندیشه، با ریش و پشم نمی‌شه».
شعارهایی که ارکان پوسیده رژیم ولایت‌فقیه را لرزاند و نشان داد که این رژیم درمانده، به‌ویژه بعد از زهرخوری اتمی و اوج‌گیری روزانه جنگ باندهای متخاصم و تشدید بحرانهای مختلف، به‌ویژه پس از شکست در برابر پایداری مجاهدین و گسترش جهانی جنبش دادخواهی، ضعیف‌تر از آنی است که بتواند در برابر گوشه‌یی از خشم جوانها و مردم ایران، دوام بیاورد.
آری، بی‌تردید پیام تجمع هزاران جوان پرشور در پاسارگاد این است که، آخوندهای ظالم و جنگ‌افروز، باید هر لحظه منتظر خیزش سازمانیافته ارتش بیکاران و گرسنگان و انفجار خشم جوانان پرشور ایران باشند. خشمی که این مراسم نشان داد که دیگر بگیر و ببند و تهدید و مانع ایجاد کردن نمی‌تواند مانع تحقق خواست ملت ایران برای احقاق حقوق حقه‌شان که همانا آزادی و رهایی از این نظام ظالم و ستمگر است، بشود.



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - بزرگداشت کورش کبیر، سیلی بر صورت ولی‌فقیه

 بزرگداشت کورش کبیر، سیلی بر صورت ولی‌فقیه


7آبان، که به‌عنوان روز کورش کبیر تعیین شده، هزاران تن از مردم شهرهای مختلف کشور، با وجود ممانعتها و مزاحمتهای گسترده رژیم خودشان را به پاسارگاد محل آرامگاه کورش در استان فارس رساندند و ضمن بزرگداشت این افتخار بزرگ ایران و ایرانی، شعارهای ضدحکومتی سر دادند و خشم و نفرت خود را از ولایت‌فقیه و فاشیسم مذهبی حاکم ابراز کردند.
اولین سوالی که به ذهن می‌زند این است که چرا رژیم از برپایی این مراسم و تجمع مردم برای بزرگداشت کورش کبیر وحشت داشت؟
واقعیت این است که رژیم از هر تجمعی، حتی تجمع برای یک مسابقه ورزشی هم وحشت دارد، چون هر تجمع مردمی که خارج از کنترل رژیم باشد، با توجه به خشم و نارضایتی متراکم و انفجاری جامعه، می‌تواند تبدیل به یک حرکت اعتراضی شده و جرقة یک خیزش را بزند.
بخصوص وقتی پای نمادهای ملی مثل کورش، که سمبل آزادی، به‌خصوص آزادی عقیده و مذهب که رژیم در نقطه مقابلش هست، در میان باشد که خود عامل و انگیزه بسیار قوی و نیرومندی است برای تجمع و ابراز خشم و نفرت مردم از رژیم.
بنابراین خیلی قابل فهم است که رژیم با تمام توان، از جعل خبر و شایعه پراکنی تا بستن جاده‌ها و کنترل منطقه تا تهدید اهالی در مورد پذیرش مسافران و غیره همه را به ‌کار گرفت تا جلو این تجمع را بگیرد، اما هیچ‌کدام اینها اثری نداشت و این تجمع با شرکت هزاران نفر که اکثر آنها را هم جوانان تشکیل می‌دادند، برگزار شد و خبرش در تمام دنیا پیچید.
برگزاری این مراسم و تجمع، به‌رغم همه اقدامات رژیم پیام و معنایی دارد که به‌ طور محوری به قرار زیر است:
اولاً، پیامش در یک جمله عبارت هست از سیلی سنگینی بر صورت رژیم.
ثانیاً، ضعف رژیم را پس از زهر اتمی، برملا کرد.
ثالثاً، کارایی و اهمیت فضای مجازی را در فراهم کردن بستری برای ارتباط مردم با همدیگر و متشکل شدن آنها یک بار دیگه برجسته نمود.
رابعاً، شعارهایی مثل «حکومت آخوندی فقط ظلم، فقط جنگ» نشان داد که مردم از جنگ و کشتار مردم در سوریه و عراق با هزینه‌های دهها میلیارد دلاری، چقدر بیزارند. همچنین شعار «آزادی اندیشه، با ریش و پشم نمی‌شه» نوک تیزش متوجه روحانی و باند او بود و نشان داد که مردم‌ فریب ادعاها و ادعاهای روحانی و رفسنجانی را نخوردند و نمی‌خورند.
و بالاخره این یک صحنه دیگر از بروز این واقعیت این بود که رژیم توان ایستادگی در برابر اراده مردم ایران را که برای آزادی به‌پاخاستند ندارد.



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - نعره دیروز و ناله‌های امروز دیو

 نعره دیروز و ناله‌های امروز دیو


تجسم کن؛ دیوی تنوره می‌کشد؛ دیوی با چند هیولا وسط میدان نعره می‌کشد.
دیو کودکان را در بیگاری، جوانان را در بیکاری و زنان را در چاردیواری دود و نابود می‌کند.
هیولا می‌خندند و با هر نفس جمعی را آواره، برخی بدار و جمعی را به کناره می‌کشد.
اما نسلی ایستاده؛ هنوز ایستاده و زبانه می‌کشد.
تجسم کن؛
جوانی سنگی بر فلاخن می‌گذارد؛ هفت بار فلاخن و سنگ را دور سرش می‌چرخاند و به سمت دیو پرتاب می‌کند. پیشانی دیو و قلب هیولا می‌شکند و خون جاری می‌شود. هیولا برای جلوگیری از خون‌ریزی ناگزیر دارویی زهرآلود می‌خورد. زهر درد را آرام می‌کند، خون را بند می‌آورد اما بدن دیو و قلب هیولا را ضعیف و ضعیف و ضعیفتر می‌کند.
حالا دیگر دیو نعره نمی‌کشد؛ هیولای خون‌ریز، _پس از جام‌زهر_ یک ریز زوزه می‌کشد و ناله می‌کند.
حالا تماشا کن؛
دیو همان نظام ولایت است که هم‌چون ضحاک مار به دوش با خون جوانان جان می‌گیرد. یک روز خون زندانیان در قتل‌عام، یک روز با اعدام قربانیان غارت و فساد حکومت و یک روز با کشتار مردم بی‌دفاع و جنگ در سوریه و یمن.
هیولای دیو هیأت مرگ و وزیر دادگستری و دادستان و رئیس قضاییه و... هستند.
دیوِ کلافه در تحریم، با نوشیدن جام‌زهر برجام، هیبت و هیمنه‌اش فروریخته و بنیه‌اش را از دست داده است.
نتیجه ضعف و شکست دیو، شکستن تابوها و سربازکردن موضوعاتی است که تا امروز احدی در داخل میهن نمی‌توانست نزدیکش شود:
قتل‌عام زندانیان در سال67
افشای حقوق نجومی مدیران و غارتهای میلیاردی سران و کارگزاران بالای رژیم.
بی‌حاصل بودن جنگ ضدمیهنی
شکاف و عقب‌نشینی از اعدام.
البته این رشته سر دراز دارد و هر روز تابو دیگری می‌شکند و باز هم تابلو اسرار و رازهای نهان دیو برملا می‌شود مانند خبر تجاوز قاری محبوب خامنه‌ای به دانش‌آموزان قرآن که، سریع سر باز کرد، بازتاب گسترده‌یی در رسانه‌ها داشت و بعد هم افشای خبر تجاوز به کودکان و دانش‌آموزان در جریان جنگ ضدمیهنی در جبهه‌ها...
اما در این فرصت فقط با نظری به شکستن تابوی نفی اعدام، آخرین زوزه هیولا و عقب‌نشینی دیو را تماشا کنیم:
یک ماه قبل هیولای نظام؛ مصطفی پورمحمدی که سال67 عضو اصلی هیأت مرگ بود و امروز عنوان وزارت دادگستری را یدک می‌کشد در پاسخ به کسانی که می‌خواستند شکافی در مجازات اعدام ایجاد کنند و می‌گفتند اعدامها نتوانست میزان جرم را کاهش دهد و... گفت:
یکی از مجازاتهای مفسد، اعدام است و این مورد در احکام اسلامی هم لحاظ شده است... به نظر من نمی‌توان اصل اعدام را نفی کرد، ... مواردی است که فرد جرثومه فساد است و بقای او جز فساد اثری نخواهد داشت...
منظور از جرثومه همان کسی است که 30 گرم مواد مخدر در منزلش پیدا می‌کنند، نه فرمانده سپاهی که علنی 3 تن هروئین و 10 تن تریاک و... خرید و فروش و جابه‌جا می‌کنند.
تا قبل از سال ۱۳۹۰، نگهداری و خرید و فروش برخی از انواع مواد مخدر مانند حشیش و مواد مخدر صنعتی مجازات اعدام نداشت اما مجمع تشخیص مصلحت نظام با مصوبه‌یی اعلام کرد که هر فردی که بیش از 30 گرم موادمخدر از نوع حشیش یا مواد صنعتی حمل، خرید، فروش و نگهداری کند مجازاتش در حکم مجازات موادمخدر از نوع هروئین و اعدام است.
همین هیولا _پورمحمدی_ وقتی ماجرای قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 67 سر باز کرد، در حالی که برخی از مسئولان حکومتی صحبت از عذرخواهی و پوزش از خانواده‌ها کردند و برخی با سخنان دوپهلو خواستند هم آبرو و هم سرمایه‌شان را حفظ کنند، به صراحت گفت: به اجرای حکم خدا در سال 67 افتخار می‌کنم. اما با نفوذ و پیشروی زهر نافرجام برجام در کالبد نظام و گسترش جنبش دادخواهی مردم ایران برای محاکمه قاتلان زندانیان و نفی حکم اعدام، 3 روز قبل در یک عقب‌نشینی آشکار و ناگزیر و در یک حرکت و گام کیفی به عقب گفت: «هم‌اکنون به‌دنبال بررسی و رایزنی جهت بررسی مجازات اعدام هستیم.. در حقیقت به‌دنبال این هستیم که چه نوع مجازات، در کجا و نسبت به چه افرادی اثربخشی بیشتری دارد تا بتوانیم به‌عنوان مجازات جایگزین اعدام در نظر بگیریم».
وقتی تابوی اعدام در دستان پورمحمدی __ که به اجرای «حکم خدا» در سال 67 افتخار می‌کرد_ هم شکست، راه برای طرح قانونی آن در مجلس ارتجاع هم به سرعت هموار شد:
آخوند حسن نوروزی سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ارتجاع 9 آبان 95 از ارائه طرحی با ۷۰ امضا به هیأت‌رئیسه مجلس خبر داد و گفت که این طرح در راستای حذف مجازات اعدام بر افرادی است که در حوزه مواد مخدر سوء پیشینه ندارند. وی گفت: «برخی افراد محکوم به اعدام در حوزه مواد مخدر دارای سوء پیشینه نیستند و تنها حمل کننده مواد مخدر هستند که این افراد نباید اعدام شوند؛ هر چند در قانون قبلی گفته می‌شود که از هر فردی میزانی از مواد مخدر گرفته شود، فرد خاطی باید اعدام شود».
البته کاملاً روشن است که اعدام همیشه یک ابزار جدی برای سرکوب، ایجاد رعب و بقای حاکمیت بوده و خواهد بود اما چون منشأ و ریشه همه اعدامها _از اعدامهای جمعی سال 60 تا اعدامهای خیابانی و قربانیان فساد آخوندی _ سیاسی است تابع تحولات روز و مصلحت نظام تنظیم خواهد شد. ای بسا جام‌زهر حقوق‌بشر از هیولای اعدام، مترسک یا گوسفندی بسازد که برای شاخ زدن هم دست باز نداشته باشد.
با این حال انتظار نداریم ضحاک میهن دست از خون و خنجر بردارد چون خوب می‌داند زمین گذاشتن شلاق و اعدام همان و جاروی تمامیت نظام همان؛ اما همین سرباز کردنهای و کشیدن میخ‌هایی که خمینی به سختی کوبیده بود نشان از پیشروی جنبش دادخواهی و گسترش آثار زهر دارد.
جنبشی که روز به روز پیش می‌رود و تا انهدام و تمام‌کش کردن هیولای زخمی ولایت‌فقیه لحظه‌یی توقف و آرام ندارد.



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - مصاحبه با یزدان حاج حمزه – ناتوانی رژیم در برابر موج بیکاری

 مصاحبه با یزدان حاج حمزه – ناتوانی رژیم در برابر موج بیکاری


به‌دنبال سخنان اخیر آخوند روحانی مبنی بر ابراز ناتوانی در مقابله با موج بزرگ بیکاری و این‌که بیکاری بزرگترین مشکل برای رژیم است، سپاه پاسداران بحران بیکاری را یک تهدید امنیتی اعلام و اقدام به تشکیل مراکزی در استانهای مختلف در این رابطه کرده است. مصاحبه زیر با آقای یزدان حاج حمزه صورت گرفته است.
یزدان حاج حمزه عضو شورای ملی مقاومت ایران:
بعد از این اظهارات روز ۹ آبان عرض شود که سپاه پاسداران سخنگوش و یا مسئول روابط عمومی کل‌اش شریف نامی اعلام کرده که با ابلاغیه جدیدی که جعفری فرمانده سپاه داده به فرماندهان سپاه در مراکز استانها، و سپاه به نوعی داره وارد عرصه مقابله با خطر امنیت بیکاری میشه حالا به چه صورتش هنوز جزئیاتش روشن نیست میگه که تو این ابلاغیه به فرماندهان سپاه دستور داده شده که به تشکیل قرارگاهی موسوم به قرارگاه پیشرفت و آبادانی دست بزنند، راه‌ بندازند. و از جمله اهداف این قرارگاه رو، این مسئول عمومی روابط عمومی میگه برقراری امنیت پایدار مردمی با استفاده از امکانات محلی و دولتی و سایر نیروهای مسلح برای ایجاد اشتغال عنوان میکنه. بنابراین می‌بینیم به نوعی علاوه بر دخالتهای گسترده‌یی که سپاه در امر اوضاع اقتصادی ایران داره و دخالتهای مخرب. به این صورت هم، چون مسأله را یک مسأله امنیتی ایجاد کرده، احساس کرده و برای خودش هم با توافق خامنه‌ای رسالت امنیتی حفظ موجودیت نظام رو قائل هستش ضرورت پیدا کرده میخواد وارد صحنه بشه. حالا جزئیاتش رو، احتمالاً بعداً روشن‌تر خواهد شد که منظور چی است از تشکیل این قرارگاههای سپاه در مراکز استانها. اسمش رو حالا غلط‌انداز پیشرفت و آبادانی هم گذاشتند. ولی آن چیزی که مهمه بالاخره مقابله با بیکاری، سرمایه‌گذاری می‌طلبه که از منابع داخلی و بانکهای ورشکسته همان‌طور که قبلاً هم اشاره شده، قابل تأمین نیست. بانکها ورشکسته‌اند، پولهای مردم توسط، به‌صورت وام دولت و دستگاههای دولتی و افراد مورد نظر حکومت خارج شده، برنگشته و امکان چیز ندارند و آلوده به فساد و مسائل پولشویی و اینها هم هستند اینها مسائلی است که بار سیستم بانکی فعلی ایران هستش.
آقای حاج حمزه در زمینه پیامدهای مداخله سپاه پاسداران در رابطه با موضوع بیکاری در آستانه نمایش انتخاباتی رژیم نیز گفت:
عرض شود با ورود سپاه به عرصه مبارزه با بیکاری ظاهراً ، که جنبه امنیتی پیدا کرده. شرایط، چشم‌انداز نشان میده پیچیده‌تر و تاریکتر خواهد شد چون سپاه اصولاً ورودش نقش مخرب داره و آن چشم‌داشتی هم که به خارج داشتند برای جلب کمک، سرمایه‌گذاری و گرفتن وام هم میره به سمت تیرگی وقتی نقش سپاه پررنگ می‌شه در اقتصاد ایران. بنابراین، ما در شرایطی داریم وارد انتخابات آینده ریاست‌جمهوری رژیم می‌شیم که هم تضاد بین جامعه ایران و مردم محروم و بیکاران ایران با حکومت و دولت افزایش پیدا میکنه، هم درگیریهای داخلی بر سر مسأله خطری از جمله از ناحیه ارتش بیکاران متوجه رژیم هست، افزایش پیدا خواهد کرد. این چشم‌اندازی است که در پیش رو است.



آری،
میهنی می سازیم
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید