۳۰ بهمن ۱۳۹۴

در گذر تاریخ ... #ایران - 30بهمن ۱۳۵۲ - 19 فوریه: انتشار نشریه جنگل

در گذر تاریخ ...
30بهمن ۱۳۵۲ - 19 فوریه: انتشار نشریه جنگل


نخستین نشریه ارگان مجاهدین خلق ایران با عنوان جنگل و با الهام از مجاهدان جنگل و میرزاکوچک‌خان جنگلی, در بهمن‌ماه سال 1352 به‌مناسبت دومین سالگرد شهادت احمد رضایی، نخستین شهید مجاهدخلق، به‌طور مخفی منتشر شد.
 جنگل، فصلنامه بود و تا شماره4 منتشر شد و در آذرماه1353 متوقف شد.
 پس از انقلاب و سرنگونی رژیم شاه، در مرداد 1358 اولین شماره ارگان مجاهدین با نام مجاهد و با سرمقاله‌یی به قلم مسعود رجوی با عنوان پیامی در رسالت قلم به‌طور علنی و سراسری انتشار یافت.


۲۹ بهمن ۱۳۹۴

در گذر تاریخ ... #ایران - 29 بهمن 1356 - 18 فوریه: قیام مردم قهرمان تبریز

در گذر تاریخ ...
 29 بهمن 1356 - 18 فوریه: قیام مردم قهرمان تبریز


روز 29 بهمن سال 1356 مردم تبریز با حرکت قهرآمیز خود پایه‌های دیکتاتوری پوسیده سلطنتی را به لرزه درآوردند و یکبار دیگر خاطره دلاوران مشروطه را زنده کردند.
هسته اصلی جنبش تبریز را دانشجویان مبارز و انقلابی تشکیل می‌دادند که با شکستن محاصره دانشگاه، خود را به صفوف مردم رساندند و کار آماده‌سازی و بسیج آنان را تدارک دیدند.
در این قیام قهرمانانه، مردم تبریز با استفاده از مواد آتش‌زا و بمب‌های دست‌ساز، مراکز سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم، همچون مرکز حزب فرمایشی رستاخیز را به آتش کشیدند و با فلج‌کردن نیروهای سرکوبگر رژیم شاه، برخی از مناطق شهر را به کنترل خود گرفتند. قیام تبریز، نقطه‌عطفی در گسترش مبارزات ضد‌سلطنتی مردم ایران بود و شتابی چشمگیر به حرکت توده‌های خشمگین داد. بسیاری از دانشجویانی که هسته اصلی قیام تبریز را تشکیل می‌دادند، از هواداران مجاهدین بودند و پس از پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی به صفوف مجاهدین خلق ایران پیوستند.



در گذر تاریخ ... #ایران - 29بهمن ۱۳۸۲ - 18 فوریه: در حادثه آتش‌سوزی قطار نیشابور 300تن از هموطنان جان باختند

در گذر تاریخ ...
29بهمن ۱۳۸۲ - 18 فوریه: در حادثه آتش‌سوزی قطار نیشابور 300تن از هموطنان جان باختند


ساعت 0430 بامداد روز 29بهمن 1382 تصادف یک قطار حامل گوگرد، بنزین و مواد شیمیایی با یک قطارباربری حامل پنبه در ایستگاه خیام در کیلومتر17 راه‌آهن نیشابور، منجر به آتش‌سوزی و سپس انفجار مهیبی شد که به منازل مسکونی 5روستای نزدیک ایستگاه، خسارت وارد کرد و جان 300تن از هموطنان را گرفت و 600تن را مجروح و مصدوم نمود.
انفجار، خانه‌های اطراف ایستگاه خیام نیشابور را تا شعاع 200متری ویران کرد و شیشه‌های منازل در ایستگاههای اطراف تا شعاع 10کیلومتری شکسته شد.
صدای انفجار تا مشهد هم به‌گوش رسید.
طبق معمول، پس از این حادثه هیچ گزارشی از علتهای وقوع این حادثه از طرف مسئولان حکومت آخوندی داده نشد.


در گذر تاریخ ... #ایران - شهادت شاعر آزاده، خسرو گلسرخی و همرزم شهیدش کرامت‌الله دانشیان به‌دست دژخیمان شاه خائن

در گذر تاریخ ...
#ایران - شهادت شاعر آزاده، خسرو گلسرخی و همرزم شهیدش کرامت‌الله دانشیان به‌دست دژخیمان شاه خائن

گرامی باد حماسه خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان شهیدان دلاور خلق
در سال ۱۳۵۲دژخیمان حکومت شاه، شاعر و نویسنده آزاده و مبارز خسرو گلسرخی و همرزم دلیرش کرامت دانشیان را به جرم آزادگی به جوخه‌های تیرباران سپردند. به‌این ترتیب دوتن از فرزندان دلیر خلق، پس از گذر سرفرازانه از یک دوره پررنج زندان و شکنجه و اسارت، در روز29بهمن ۱۳۵۲، سر برقدوم آزادی گذاشتند و دامن محبت را به خون سرخ خود رنگین کردند.
 چندی بعد شاه و حکومتش به زباله‌دان تاریخ سپرده شدند‌ ، ولی نام و یاد این فرزندان رشید و دلاور خلق برای همیشه در تاریخ ایران‌زمین و قلوب مردم آن جاودانه شد.
انتشار گسترده و بازتاب وسیع مردمی حماسه گلسرخی و همرزمش دانشیان در سالهای تاریک اختناق، بسیار چشمگیر بود. این بازتاب گسترده به این دلیل بود که گلسرخی و دانشیان با استفاده از فرصتی که به‌دست آورده بودند در بیدادگاه نظامی شاه به‌مسئولیت تاریخی خود پاسخ مثبت دادند و با وفاداری و پایمردی تمام، ‌به افشای ماهیت ضدمردمی نظام حاکم پرداختند و با پاکبازی و دلاوری تحسین‌برانگیزی از حقانیت خلق و میهنشان دفاع نمودند. پیش از آن، جلادان ساواک، دادگاهی پوشالی‌ ترتیب داده بودند تا با نمایش عناصر واداده، چهره انقلابیون واقعی و پاکباز را بیالایند. اما درچنین شرایط حساسی که دادگاه علنی اعلام شده بود، ‌دفاعیات پرشور و افشاگرانه ‌گلسرخی و دانشیان میز توطئه را به‌هم ریخت و مشت دسیسه‌بازان را باز کرد.
آنها مرزبندی قاطعی با عناصر واداده کردند و به این وسیله دادگاه را به صحنه رویارویی آشکار انقلاب و ضد انقلاب تبدیل نمودند. همه مردم ایران در آن روزها از تلویزیون رژیم شاهد خروش بی‌امان خسرو خوبان بودند که چون شیر می‌غرید و خطاب به جلادان می‌گفت:
‌من برای جانم چانه نمی‌زنم، چرا که فرزند خلقی مبارز و دلاور هستم.‌
و در ادامه این فریاد تاریخی، آزادگی خود را به اوج رساند و بانگ برداشت:
‌زندگی مولاحسین نمودار زندگی کنونی ماست که جان‌برکف برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم.‌او در اقلیت بود و یزید، ‌بارگاه، ‌قشون، ‌حکومت و قدرت داشت.‌او ایستاد و شهید شد. ‌هرچند یزید گوشه‌یی از تاریخ را اشغال کرد. ولی آنچه خلقها تکرار کردند و می‌کنند راه مولاحسین است.
و به‌راستی هم که آنچه تداوم یافت را ه مبارزه تا آخرین نفس بود که نهایتاً‌ به سرنگونی رژیم ضدخلقی شاه منجر گردید.
دادگاه گلسرخی و دانشیان، جلوه‌یی از پایداری و استواری قهرمانانی بود که ننگ سازش و ذلت را پذیرا نشدند و در نقطه انتخاب، به خلق و تاریخ خود خیانت نکردند. ازاین‌رو در قلب توده‌ها جای گرفته، احترام عمیق و قدرشناسی آنان را برانگیختند. ‌هرچند که پس از پیروزی قیام57‌ و روی‌کارآمدن خمینی دجال، رژیم آخوندی، تاب تحمل نامگذاری حتی یک پارک به نام گلسرخی شهید را هم نیاورد و با حقد و انحصارطلبی مرتجعانه خود آن را تغییر دا‌د. اما بی‌گمان، دیر نبود روزی که خلق قهرمان بپاخاسته و همان‌طور که گلسرخی سروده بود:
نام تو را، این عابران ژنده نمی‌دانند
و این دریغ هست، ‌اما
روزی که خلق بداند
هر قطره‌خون تو محراب می‌شود
و امروز، آن روز است؛ روز برخاستن. فصل قیام خلق با این ترنم انگیزاننده از شاعر آزاده و مبارز فراموش نشدنی خلق، خسرو گلسرخی:
باید که چون خزر بخروشیم.
 باید که قلب ما، سرود و پرچم باشد.
 باید یکی شویم.
 بله! پیام خون گلسرخی، پیوستن، یکی شدن و شوریدن علیه استبداد حاکم است
سرود پیوستن، یکی از اشعار به‌یادماندنی فرزند دلاور خلق؛ خسرو گلسرخی است که در جریان انقلاب ضدسلطنتی به محبوبترین ترانه-سرود انقلابی در بین مردم تبدیل شد. ترانه‌یی که امروز هم با یادآوری آن ضرورت یکی شدن و شوریدن بر هیولای حاکم را احساس می‌کنیم.
 با آرزوی به‌گل‌نشستن همه خونهای سرخی که در مسیر آزادی میهن و مرگ اهریمن بر زمین ریخته شد

شعر بی‌نام
خسرو گلسرخی
بر سینه‌ات نشست
زخم عمیق کاری دشمن
اما
ای سرو ایستاده، نیفتادی
این رسم توست که ایستاده بمیری.
در تو ترانه‌های خنجر و خون
در تو پرندگان مهاجر
در تو
سرود فتح
این‌گونه، چشمهای تو روشن
هرگز نبوده است.
با خون تو، میدان «توپخانه»
در خشم خلق بیدار می‌شود
مردم زآن‌سوی «توپخانه» بدین سو
سرریز می‌کنند
نان و گرسنگی
به تساوی تقسیم می‌شود
ای سرو ایستاده!
این مرگ توست
که می‌سازد،
دشمن
دیوار می‌کشد.
این عابران خوب و ستم بر
نام تو را، این عابران ژنده نمی‌دانند
و این دریغ هست، اما
روزی که خلق بداند
هر قطره خون تو محراب می‌شود
این خلق، نام بزرگ تو را
در هر سرود میهنی‌اش
آواز می‌دهد
نام تو، پرچم ایران
خزر به نام تو زنده ست!

بهاران خجسته باد
جاودانه‌سروده‌ی کرامت دانشیان
هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمه امید
به‌جوش آمده است خون درون رگ گیاه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه
به خویشان، به دوستان به یاران آشنا
به مردان تیزخشم که پیکار می‌کنند
به آنان که با قلم، تباهی دهر را
به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و این بند فقر و جهل به سرتاسر جهان
به‌هرصورتی که هست نگون و گسسته باد

چـاووش شــبانه
به یاد شهیدان خلق خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان
م. وحیدی
در برفاب گداخته خونین بهمن
رگبار زمستانی جوخه یخ
سینه فواره‌یی گلهای سرخ را
ازهم درید
ستاره‌یی در قلب شب
بر بام افتاد
و افق
با نرگسیهای شادش
از خون عاشقانه ما رنگ گرفت. ”در سراسر زمین فرومایگان می‌خندند
و سرزمین من
پر از زیبایی است: آدمیان و درختان و شهیدان“
زمان ـ تفته‌تر از خاکهای فراموش شده
بر قله سوگوار شبگرد
تسلسل بی‌معنای مغلوب خود را
می‌گذراند
و خورشید
مسلسل برهنه سحر را
از شهاب و شراب و شراره و شور
در غریو شیهه اسبان سپیدپای
صیقل می‌دهد
 ”دلم را در میان دیوارهای کهنه نهفته‌ام
تا تنها بمانم و ترا به‌یاد آورم“
ای داغهای سوخته پنهان
برشعله شقایق و شبنم!
چشمه‌های باران،
تبسم آشنای شما را
در آغوش صخره‌های سرخرنگ
پاس خواهند داشت
و آهوان تیزپای جنگل
از هرسو
بر خطوط تپنده آوایتان
تا فاصله تشویش صبح
خواهند تاخت
در صدای پایتان
آهنگ سرخ پیکارتان
آن‌جا
که لحظه‌های آفتابی‌تان می‌تپد
انتظار و دریغ
به‌سر خواهد رسید
و روز
در مصاف خود
در پشت شیشه‌های مه‌آلود قرن
افسانه‌هایش را
با حقیقت کلامتان
درهم خواهد آمیخت
باز خواهد گفت


۲۸ بهمن ۱۳۹۴

در گذر تاریخ ... #ایران - 29بهمن ۱۳۵۲ - 18 فوریه: شهادت خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان

در گذر تاریخ ...
 29بهمن ۱۳۵۲ - 18 فوریه: شهادت خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان


بیست و نهم بهمن‌ماه سال 1352 خسرو گلسرخی و كرامت‌الله دانشیان توسط دژخیمان شاه به شهادت رسیدند. خسرو گلسرخی و كرامت الله دانشیان، از روشنفكران انقلابی و آزاده‌یی بودند كه در سالهای حاكمیت اختناق شاه سرفراز و تسلیم‌نا‌پذیر به‌دفاع از آرمانهای انقلابی مردم پرداختند و سرانجام نیز با عبور از میدان شكنجه و تیرباران، با خون خود بر شكست‌ناپذیری خلق و پیشتازان جان‌بركف‌اش گواهی دادند.
دفاعیات جانانه خسرو گلسرخی از هدف آزادیخواهانه‌شان، صحنه دادگاه را به افشاگری علیه رژیم شاه تبدیل كرد:
”من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم و حتی برای عمرم، چرا كه فرزند خلقی مبارز و دلاور هستم” .
 گلسرخی كه در زندان، شدیدا تحت‌تأثیر اخلاق و روحیات انقلابی مجاهدخلق كاظم ذوالانوار قرار گرفته بود در دادگاه خود گفت:
 زندگی امام حسین، نمودار زندگی كنونی ماست كه جان‌بركف برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاكمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حكوت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد، هرچند كه یزید گوشه‌یی از تاریخ را اشغال كرد ولی آنچه كه در تداوم تاریخ تكرار شد، راه حسین و پایداری او بود، نه حكومت یزید. آنچه را كه خلقها تكرار كردند و می‌كنند، راه حسین است.
رژیم شاه ، گلسرخی و دانشیان را كه گناهی جز آزادگی و دفاع از حقوق و آزادی مردم ایران نداشتند، محكوم و تیرباران نمود. ترانه‌ی بهاران خجسته باد، سروده كرامت‌الله دانشیان، احساسات پاك و آزادیخواهانه او را نشان می‌دهد. این ترانه در روزهای مبارزات ضدسلطنتی مردم ایران، الهام‌بخش مردم برای دعوت به همبستگی و اتحادعلیه دیكتاتوری بود.

 خسرو گلسرخی
کرامت الله دانشیان

۲۷ بهمن ۱۳۹۴

#ایران - انزوای بی‌سابقه خامنه‌ای در حوزه آخوندی

 انزوای بی‌سابقه خامنه‌ای در حوزه آخوندی


آنچه جنگ قدرت را در بالای نظام در شرایط بعد از زهرخوران با گذشته متمایز می‌کند، ورود باندهای حوزوی و مراجع حکومتی به این جدال است که باعث شده خامنه‌ای در تنگنای خاصی قرار گیرد.
بعد از حذف فله‌ای کاندیداها و به‌طور مشخص حذف حسن خمینی توسط شورای نگهبان خامنه‌ای، حملات متعددی از جانب آخوندهای دانه درشت حوزه علیه شورای نگهبان صورت گرفت. که مهمترین آنها، تهاجم شدید و بی‌سابقه رفسنجانی در فرودگاه مهرآباد در روز 12بهمن بود. وی در این سخنرانی رودرروی خامنه‌ای گفت: «شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یکجا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبونها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تربیونهای نماز برای شما باشد و صدا و سیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما اینها را داد؟»
در همین رابطه چندین مرجع حوزه قم در تایید حسن خمینی وارد صحنه شدند و وی را با تیزترین عبارات تأیید کردند از جمله:
محمدتقی فاصل می‌بدی، عضو مجمع مدرسین و محققان حوزه علمیه قم ضمن صحبت از رد صلاحیت داوطلبان می‌گوید: «برای ما هم قضاوت کردن در قبال این مسأله سخت است برای این‌که یک ناهماهنگی انسان احساس می‌کند که در شورای نگهبان راجع به رد صلاحیتها وجود دارد مخصوصاً راجع به آقای سیدحسن خمینی خیلی جریان مبهم است این‌که واقعاً چه کسی پشت قضیه بوده و برچه اساسی، برچه مبنایی ایشان را رد کرده‌اند اصلاً روشن نیست. الآن عده‌یی را بدون امتحان قبول کرده‌اند مثلاً بعضی از افرادی که از قم شرکت کرده بودند و جاهای دیگر که سوادشان هم از نظر من که در حوزه هستم از سیدحسن خمینی واقعاً کمتر بود برای این‌که ایشان هم کرسی درسش پررونق‌تر است هم تألیفات زیادی دارد هم سوابق حوزوی‌اش زیاد است... خیلی از مراجع قم هم ایشان را تأیید کرده بودند با این وجود ایشان رد می‌شود. ... این‌که چه داستانی بوده چه چیزی پشت پرده بوده ما واقعاً نمی‌دانیم. هیچ‌کسی هم انتظار نداشت که کسی مثل ایشان از فیلتر شورای نگهبان نگذرد. حالا چه کسی یا چه کسانی آنجا در این جهت مخالفت کرده‌اند روشن نیست». (سایت یورونیوز 25بهمن)
همچنین آخوند حائری شیرازی امام جمعه قبلی شیراز و عضو مجلس خبرگان ارتجاع گفته است: ”اینکه بعضی امتحان نکرده پذیرفته نشده‌ و بعضی پذیرفته شده‌اند یک معماگونه‌ای پیش می‌آورد... حوزه‌های علمیه مانند دانشگاه اتیکت‌دار نیست. این‌که افراد در دروس نمراتی را داشته باشند. از این جهت گاهی مراجع تقلید تقریرات خود را می‌بینند و تأیید می‌کنند“. (روزنامه حکومتی آرمان 11بهمن 94) )
آخوند حسین عرب استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه آخوندی طی نامه خود به شورای نگهبان در روز 22بهمن ضمن دفاع کامل از صلاحیت حسن خمینی می‌نویسد: «از جمله آثار وضعی این برخورد در مورد آقای حاج سیدحسن خمینی این بود که ضربه‌ای بزرگ به نهاد حوزه و مرجعیّت وارد شد. معلوم است که احترام امامزاده را متولی آن باید نگه دارد. وقتی که شما هیچ ارزشی برای مراجع بزرگ عملاً قائل نشدید چگونه از نسل جدیدی که دهها سؤال و شبهه در مسائل دینی دارند را می‌توان متعبد نمود که بی‌چون و چرا سخن بزرگان و مراجع عظیم‌الشأن را در دیگر مسائل دینی بپذیرند. وقتی که نهاد مرجعیّت این‌گونه عملاً مورد دهن کجی و بی‌مهری قرار می‌گیرد پر واضح است که هیچ احترامی برای علمای دیگر باقی نمی‌ماند».
اینها نمونه‌های اندکی از حملات آخوندهای حوزه علیه اقدام شورای نگهبان و مشخص رودرروی خامنه‌ای قرار گرفتن آنهاست.
این در حالی است که وقتی رفسنجانی شورای نگهبان را کاملاً زیر علامت سؤال برد و صلاحیت آنها را به چالش کشید و آنها را متهم کرد که هم زور و هم تبلیغات و هم منابر را قبضه کرده‌اند، صدایی از این همه آخوند و مدرس حوزه برنخاست. بعبارت دیگر در جریان رد صلاحیتها، آنچه نصیب خامنه‌ای از حوزه و اساتید و مراجع آن بود دفاع از حسن خمینی و بعضی دیگر از آخوندهای رد صلاحیت شده بود ولی زمانی که شورای نگهبان مورد حمایت خامنه‌ای که به صراحت مخالفت با آنها را نفی حق الناس و تبعیت از آنها را تأکید کرده بود، مورد تهاجم شدید قرار گرفت صدایی از آنها در نیآمد و عملاً به این شکل رویارویی حوزه و اساتید آن را با خامنه‌ای نشان دادند.
واقعیت این است که در جنگ و جدال این روزها که به حوزه و مراجع کشیده شده است به خوبی روشن است که چه میزان ولی‌فقیه ارتجاع، طلسم‌شکسته و منزوی است.

ما در کانال دانشگاه سنگر آزادی همراه شوید

#ایران - طرح رفسنجانی و روحانی برای ادامه جنگ انتخابات

 طرح رفسنجانی و روحانی برای ادامه جنگ انتخابات


یک مرحله از جنگ انتخابات رژیم با حذف و تصفیه گسترده‌یی که ولی‌فقیه از باند رفسنجانی ـ روحانی به‌عمل آورد به پایان رسید. اکنون باید دید که هر یک از دو باند، به‌ویژه باند رفسنجانی برای مراحل بعدی این جنگ چه طرحی دارند.
رفسنجانی و روحانی برای ورود به انتخابات، طرحشان این بود که در سطح گسترده‌یی اقدام به معرفی کاندیدا کنند تا هر قدر هم که شورای نگهبان حذف و تصفیه کند، باز هم کسانی باقی بمانند که با آنها مجلس و خبرگان ارتجاع را قبضه کنند. به‌خصوص این‌که حسن خمینی را هم با تبلیغات سنگینی که در اطراف او کرده بودند به‌عنوان کاندیدای ولی‌فقیه بعدی و برای شرایط مرگ خامنه‌ای مطرح کرده بودند و می‌خواستند خط خود را توسط او پیش ببرند.
به نظر می‌رسد آنها پیش‌بینی نمی‌کردند که شورای نگهبان در این ابعاد و به‌طور فله‌یی کاندیداهایشان را درو کند. اما شورای نگهبان، همین کار را کرد و از 3هزار کاندیدای اصلاح‌طلب، فقط 30نفر باقی گذاشت که اگر همه‌شان هم از صندوق دربیایند که هرگز چنین نخواهد شد، عددی نخواهند بود.
بعد از این حذف و تصفیه، دو راه پیش پای رفسنجانی و روحانی بود. یک راه، انصراف و تحریم نمایش انتخابات بود که گاهی هم نوک آن را با تلویح و اشاره به‌عنوان تهدید بیرون می‌دادند؛ راه دیگر هم این بود که در انتخابات شرکت کنند و به همین مختصری که ولی‌فقیه جلویشان پرت کرده قناعت کنند؛ اکنون روشن است که آنها راه دوم را می‌روند.
اما تأثیر بلافصل قلع و قمعی که خامنه‌ای توسط شورای نگهبان صورت داد، یأس و ناامیدی نیروهای باند رفسنجانی-روحانی بود و از این‌رو، ترجیع‌بند سردمداران و روزنامه‌های این باند، این توصیه و تأکید مکرر است که نباید ناامید شد و نباید از انتخابات و از صندوقهای رأی قهر کرد. از جمله رفسنجانی در اظهاراتی که در سایت خود او (26بهمن) منتشر شد گفت:
«حدیث منسوب به پیامبر که می‌گوید: ”کسی که دری را بکوبد و جدیت کند، داخل خواهد شد“ تابلویی است برای پرهیز از ناامیدی و… شرکت در انتخابات یکی از مهمترین کارها برای تقویت پایه‌های جامعه در سالهای آینده است».
به خوبی پیداست که این باند در درون خودشان با یک بحران سخت مواجهند و از پایین فشار زیادی هست که اصلاً چه فایده دارد در مسابقه‌یی که به اذعان رفسنجانی در بعضی استانها فقط یک کاندیدا هست، شرکت کنیم؟
روشن است که رفسنجانی و روحانی مطلقاً اهل انصراف یا هر شکلی از تحریم نبودند؛ چرا که این، ارسال کارت دعوت برای عنصر اجتماعی و بنزین ریختن روی آتش زیر خاکستر قیام بود. بنابراین راه دوم را پیش گرفتند و سعی می‌کنند این عقب‌نشینی را برای نیروهایشان توجیه کنند و آنها را قانع کنند که می‌توانند اولاً با شرکت گسترده تعدادی از کاندیداهای مورد نظرشان را از صندوق بیرون بیاورند و بعد هم مانند دوره‌های قبلی، ریزشیهای طرف مقابل را جذب کنند و دوباره جبهه خودشان را تشکیل دهند.
روزنامه حکومتی آرمان (26بهمن) در این رابطه نوشت: «اصلاح‌طلبان نبا‌ید فراموش کنند که مجلس هفتم با چه تعداد از آرا تشکیل شد. لذا اکنون نیز این فرصت را به رقیب نخواهند داد که با تعداد آرای اندک وارد مجلس شوند و کرسیها را به تصرف خود درآورند».
روزنامه حکومتی ابتکار (26بهمن) نیز نوشت: «روزگاری شعار می‌دادیم که باید «مخالف را به موافق» تبدیل کنیم. امروز همان روزگار است. جماعتی از مخالفان که به‌روشنی در اردوگاه مقابل، صف‌بندی می‌شدند، اینک به سلک و طریق اهالی اعتدال و اصلاح درآمده‌اند. این دقیقه، در موسم انتخابات بیش از دیگر زمانها مشاهده کردنی است».
روز یکشنبه 25بهمن روحانی طی یک نوار تبلیغاتی که به‌عنوان کاندیدای خبرگان ارتجاع از رادیوی رژیم پخش شد گفت: «هر رأی ما در ۷ اسفند ۹۴ راجع به‌ نمایندگان خبرگان سرنوشت‌ساز است و گاهی در شرایطی قرار می‌گیریم حتی یک رأی هم برای انتخاب رهبری مهم است… مجلس خبرگان، هم مجلسی است که رهبری انتخاب می‌کند و هم مجلسی است که بر صفات رهبری به‌طور مداوم نظارت می‌کند و هم خدای ناکرده اگر زمانی لازم باشد، رهبری را از سمت رهبری برکنار می‌کند».
روحانی طبعاً به‌عنوان کاندیدای خبرگان، عمدتاً راجع به خبرگان و اهمیت آن صحبت کرد؛ مضمون اظهارات او تلاش برای امیدواری دادن به نیروهای باند خودش می‌باشد که خامنه‌ای در فاصله همین خبرگان می‌میرد و انتخاب ولی‌فقیه بعدی به عهده همین خبرگان است و ما چه بسا با حضور رفسنجانی بتوانیم نظر خود را اعمال کنیم… و آنها را با این امید به شرکت در این نمایش رنگ باخته ترغیب و تشویق کند. این‌که این امیدها چقدر واقعی است بحث دیگری است، ولی بیان آنها به چالش کشیدن آشکار ولی‌فقیه است و حتماً از طرف خامنه‌ای و باند او بی‌جواب نخواهد ماند و مهمتر از آن نشان می‌دهد که طرح و نقشه رفسنجانی و روحانی ادامه جنگ است که نمود آن را روز 7اسفند بر سر صندوقها و شمارش آرا و نمود اصلی‌تر را بعد از آن شاهد خواهیم بود.

ما در کانال دانشگاه سنگر آزادی همراه شوید

#ایران - حذف حسن خمینی از نمایش انتخابات به چه معناست؟ - گفتگو ی سیمای آزادی با محمدعلی توحیدی

 حذف حسن خمینی از نمایش انتخابات به چه معناست؟ - گفتگو ی سیمای آزادی با محمدعلی توحیدی


مجری‌: اولین سؤال در مورد این بحث این هست که چرا حسن خمینی،آن هم با حمایتهای بسیاری از مراجع حکومتی و آخوندهای حوزه که از او حمایت کردند توسط شورای نگهبان حذف شد؟
محمدعلی توحیدی: حق مطلب و درست این هست که بگوییم که حسن خمینی را شخص خامنه‌ای حذف کرد. هم‌چنان‌که پروسه این موضوع، خیلی واضح نشان می‌دهد، این کار به دستور مشخص خامنه‌ای انجام شد؛ اصلاً هیچ حرف منطقی و هیچ استدلالی به‌معنای حوزوی یا به‌معنای ملاک و معیارهای شورای نگهبان در میان نیست. آنها هیچ حرفی در این رابطه نزدند. یک رشته صحبتهای پراکنده در دلایل شورای نگهبان یا پروسه شورای نگهبان مطرح می‌شود که یکی از دیگری سست‌تر و بی‌محتواتر است. مثلاً می‌گویند که او جوان است. در حالی که همین شورای نگهبان در همین نمایش انتخابات، صلاحیت یک آخوند 24-25ساله به نام میثم دوست محمدی از قم را که 20سال از حسن خمینی جوان‌تر است و از بابت ملاک و معیارهایی که خودشان می‌گویند به گرد او نمی‌رسد را تأیید کرد. به‌لحاظ معیارهای حوزوی و آخوندی رژیم در رابطه با موضوع مجتهد بودن و… هم، بسیاری از آخوندهای حکومتی همین دم و دستگاه یا مراجعی که در حوزه هستند او را تأیید کردند. کلاسها و بحث او در درس خارج و…، هم چیزی نیست که در استدلالها و حرفهایی که باند خامنه‌ای یا شورای نگهبان می‌زنند، رد شده باشد. در مورد مقوله احراز صلاحیت و شکل آن هم که بحث امتحان و… را مطرح کردند، نفراتی حتی از خود شورای نگهبان یا از آخوندهایی که در خبرگان هستند و بعضی از آنها الآن امام جمعه هستند، می‌گویند که چنین معیارهایی نبوده است و طبق معیارهای معمول اصلاً منطقی نیست. هیچ فقیهی از داخل همین شورای نگهبان هم نگفته که او به فلان دلیل رد صلاحیت شده است. گفته می‌شود که دو فقیه از شش فقیه بررسی کرده‌اند و گزارش مفصل آورده‌اند و به بقیه داده‌اند که البته در رابطه با این هم هیچ جزئیاتی وجود ندارد. بنابراین دستهای اینها برای ارائه استدلال یا پروسه مشخصی در شورای نگهبان کاملاً خالی است و بسیار واضح است که یک تصمیم و دستور سیاسی توسط شخص خامنه‌ای بوده که او باید حذف بشود.

مجری: ولی برخی می‌گویند که ممکن است خامنه‌ای با حکم حکومتی خودش، حسن خمینی را برگرداند؛ اگر این طور بشود شما چه تفسیری دارید؟
محمدعلی توحیدی: اگر چنین کاری صورت بگیرد، یعنی مثلاً خامنه‌ای با حکم حکومتی چنین کاری انجام بدهد، اتفاقاً بیشتر روی این موضوع باز خواهد شد که کارها چگونه در دست خامنه‌ای می‌چرخد، یعنی نافی این بحث نیست که خودش قبلاً او را حذف کرده بود؛ ضمناً اگر چنین کاری بکند، دلیل بر ضعف مفرطی است که او دچار آن شده است و نتایج خیلی بدی برایش خواهد داشت. به همین دلیل من فکر نمی‌کنم دست به این کار بزند، ولی اگر این کار را کرد، باز بیشتر نشان می‌دهد که شخص خامنه‌ای چرخاننده این بساط است.

مجری: شما بیشتر روی خامنه‌ای دست می‌گذارید، ولی در بسیاری از تفسیرها و محافل برخی تلویزیونهای فارسی زبان، روی شورای نگهبان دست می‌گذارند و شورای نگهبان را نقد می‌کنند، چه توضیحی در این رابطه دارید؟
محمدعلی توحیدی: ممکن است حتی کسانی که طرف دعوا هستند، در وسط صحنه همین کار را بکنند. این‌جا، یک چارچوب سیاسی بر این تفسیر و تحلیل‌ها حاکم است. یک فرقی هست بین سیاست شفاف انقلابی که قانونمندیهای این رژیم را آن‌چنان که هست تفسیر و بیان می‌کند با سیاستی که می‌خواهد روی وقایع خاک بپاشد و اصل موضوع، یعنی ‌ام‌الفساد ولایت‌فقیه و ولی‌فقیه این دستگاه را به نوعی از این قضیه در ببرد تا اصل مطلب را روی دایره نریزد. والا مسأله، روشن و واضح است. این فرق یک سیاست شفاف و انقلابی است که می‌خواهد با توده مردم روراست صحبت بکند با کسانی که می‌خواهند به‌نحوی با این رژیم پل نگه دارند یا راهی برای رفتن یا تبلیغ کردن برای بخشی از این رژیم باز کنند و می‌خواهند این رژیم و ولایت‌فقیه و کل دم و دستگاهشان را نگه دارند؛ والا اگر منطقی نگاه بشود و قانونمندی ولایت‌فقیه و این رژیم، درست دیده شود همان‌طور که ما در بیش از سه دهه جنگ با این رژیم تجربه کردیم- داستان، داستان شخص خامنه‌ای است و این‌جا، ترتیبات قانونی یا شورای نگهبان یا نهادهایی که این دستگاه برای خودش درست کرده است، هر معنایی هم داشته باشد، در متن خودکامگی و حکومت مطلق‌العنان ولی‌فقیه کار می‌کند و نه خارج از آن.

مجری: ولی کسانی مثل خود رفسنجانی یا روحانی هم که در این مسأله منافع دارند، حرفشان را نه رو به خامنه‌ای، بلکه رو به شورای نگهبان می‌زنند؟
محمدعلی توحیدی: آنها، خود رژیم هستند و به طریق اولی نمی‌خواهند به عمود خیمه نظام حمله بکنند و کل دستگاه را بیندازند. آنها در چارچوب این‌که این رژیم باشد، حرفهایشان را می‌زنند و طبعاً نه می‌خواهند و نه می‌توانند موضوع را متوجه شخص خامنه‌ای بکنند؛ منتها، حتی این‌جا هم یک فرق بسیار واضحی بین روحانی و رفسنجانی هست. روحانی به همان میزانی که رئیس‌جمهور این دستگاه است و تحت‌امر خامنه‌ای کار می‌کند، در این روزها مرتب مجیز خامنه‌ای را می‌گوید یا سعی می‌کند به شکلی مانند سخنرانی‌ای که در 22بهمن کرد، همه چیز را بهم بدوزد و اصلاح‌طلب و اصول‌گرا و… را به هم جوش بدهد تا این وسط بتواند چیزی از خامنه‌ای گدایی بکند.
روحانی، دقیقاً به‌خاطر این‌که ملاحظه تحت‌امر بودن خامنه‌ای را دارد، به این شکل کار می‌کند و چنین رویکردی دارد؛ ولی مواضع و کارکردهای رفسنجانی به‌دلیل این‌که در این موضوع، نقطه تضاد با خود خامنه‌ای دارد، بسیار متفاوت است. مثلاً رفسنجانی داستان حسن خمینی را طراحی کرد و پیشبرد و بعد هم که در اولین بررسی او را حذف کردند با آن لحن تند علیه کل دستگاه خامنه‌ای صحبت کرد. رفسنجانی به ناگزیر و در پراتیک درگیری‌ای که با خامنه‌ای دارد این را می‌گوید. بنابراین سیاست تعیین می‌کند که چه میزان روی آن اصل کسی انگشت بگذارد یا نگذارد.
رفسنجانی در صحنه‌هایی که همراه با سخنرانی‌اش پخش شد، یا در نزدیکترین فاصله در کنار خمینی نشسته بود یا از نوه خمینی تعریف و تمجید می‌کرد. درعین‌حال، رفسنجانی کسی است که وقتی که خود او، خامنه‌ای را رهبر کرد و در خبرگان از او دفاع کرد، بعد از این‌که خامنه‌ای انتخاب شد گفت که حالا ما یک رهبر داریم ولی مشکلمان این است که مرجعی یا کسی مثل خمینی را نداریم؛ یعنی کاملاً این موضوع را باز می‌کرد که خامنه‌ای به تنهایی توانایی انجام کار را ندارد. رفسنجانی همچنین اخیراً، بحث شورایی کردن رهبری را مطرح کرد. از اینطرف هم می‌بینیم که در مورد موضوع حسن خمینی چگونه صحبت می‌کند و چگونه خودش را به خمینی نزدیک نشان می‌دهد. این نحوه صحبت کردن‌ها، تضاد کار کردن مشخص با خامنه‌ای است. درست به همین دلیل است که خامنه‌ای هم بلافاصله بعد از این صحبت‌ها، تمام دستگاهش را علیه رفسنجانی بسیج کرد و پرده‌ها را از هم درید و حتی پلاکارد به دست آخوندهای خودش داد که خواستار محاکمه رفسنجانی به‌عنوان مفسد فی‌الارض شدند؛ یعنی این‌که دادگاه ویژه روحانیت به این اتهام او را محاکمه کند و اعدام کند. این واکنش نشان می‌دهد که حرفهای رفسنجانی چقدر سنگین است.

مجری: ولی به هر حال حسن خمینی از این نمایش انتخابات حذف شده است؛ آیا نمی‌توانیم بگوییم که رفسنجانی در این جنگ و جدالی که شما مطرح می‌کنید به خامنه‌ای باخته است؟
محمدعلی توحیدی: خیر، به‌هیچ‌وجه نمی‌توان گفت که رفسنجانی بازی را باخته است. رفسنجانی اگر با کاری که کرد، حسن خمینی را تحمیل می‌کرد، یک برد خاصی داشت، ولی الآن هم که خامنه‌ای، حسن خمینی را با این ترتیبات حذف کرده است و با فضیحتی که الآن در صحنه دیده می‌شود، رفسنجانی توانسته است:
اولاً، درست مثل همان مقطع قیام‌ها در سال 88، بخش مهمی از آخوندهای حوزه و حکومتی مانند جوادی آملی و وحید خراسانی و… که از حسن خمینی حمایت کردند را از خامنه‌ای کنده و در کنار خودش قرار دهد.
ثانیاً، بیت خمینی -یعنی خود حسن خمینی با همه نزدیکانش و اعوان و انصارش و پول و پله‌ای که در این دستگاه به هم زده شده- را کاملاً از خامنه‌ای کنده و در کنار خودش قرار دهد.
علاوه بر همه اینها در خود نهاد شورای نگهبان هم اختلاف انداخته است؛ به‌صورتی‌که سخنگوی حقوق‌دانهای این شورا موضع گرفته بود که ما هیچ خبری نداریم که این داستان در فقهای شورای نگهبان چطوری است و اظهارنظرهای دیگری نظیر این‌که 4نفر از6 فقیه شورای نگهبان روی این موضوع بحث کرده‌اند و…
می‌بینید که رفسنجانی در کل ساختار ولایت‌فقیه، بسیاری را به نفع خودش تجزیه کرده و در اردوی خودش آورده است. این دعوا، بعد از این هم هم‌چنان ادامه دارد. بنابر‌این نمی‌توان گفت که به‌خاطر این‌که خامنه‌ای، حسن خمینی را حذف کرد، رفسنجانی باخت. رفسنجانی از قبل هم، درعین این‌که محاسبه می‌کرد که شاید بتواند خطش را در تعادل‌قوا تحمیل کند، پیش‌بینی حذف حسن خمینی را کرده بود.

مجری: آیا بیشتر به نفع خامنه‌ای بود که از اول صلاحیت حسن خمینی را رد نمی‌کرد یا این‌که بیاید حکم حکومتی بدهد و او را برگرداند؟
محمدعلی توحیدی: هم‌چنان که گفتم، اگر الآن و بعد از حذف‌ها و بحثهایی که انجام شده، حکم حکومتی بدهد و او را برگرداند، نشانه یک شکست کامل و واگذاری کامل قضیه به رفسنجانی است. چنین کاری حاکی از ضعف بسیار شدید و ناچار بودن خامنه‌ای است و من بسیار بعید می‌دانم که او دست به چنین کاری بزند.
اگر هم این کار را از قبل می‌کرد، در صورتی می‌توانست به نفع او باشد که توان هضم این موضوع را داشته باشد، یعنی در موقعیتی به‌لحاظ تعادل قوای درون رژیم باشد که بتواند حسن خمینی را به خبرگان ببرد و بعد هم در این بازی، بتواند در مانورهای بعدی تعادل را بچرخاند و هضم کند. منتها باید توجه داشت که خامنه‌ای در داستان زهر اتمی و بحرانهایی که در منطقه با آنها مواجه است، شکستهایی خورده است و مشکلاتی دارد. حتی به‌خاطر همان شکستی که او در دوره احمدی‌نژاد خورد، نتوانست آن یکپارچگی که مد نظرش بود را به دستگاه تحمیل بکند و به این وضعیت منجر شد. در نتیجه، انجام این کار توسط خامنه‌ای، برای او سودی نداشت و در هر حال خامنه‌ای در این بازی بازنده بود.

مجری: بالاخره در این بازی انتخابات چه چیزی می‌تواند -حتی به‌طور کمی- به نفع او و باندش باشد؟
محمدعلی توحیدی: شرایط خاصی در این انتخابات که رفسنجانی از آن به‌عنوان سرنوشت‌سازترین انتخابات تاریخچه نظام صحبت می‌کند وجود دارد. صورت مسأله واقعی این انتخابات، به‌رغم شکل آن، برد و باخت در این مجلس و آن مجلس نیست صورت مسأله واقعی، به دلایل مشخص سیاسی عبارت از موقعیت خامنه‌ای و ولایت‌فقیه است. از نظر سیاسی، چنین داستانی در این انتخابات دارد می‌چرخد. در نتیجه، وقتی کار به این‌جا کشیده است، برای خامنه‌ای سودی و بردی متصور نیست. چرا که خود او، موضوع سؤال قرار گرفته است. این موضوع که دومین واقعیت مشخص است، مسبوق به سابقه قضیه است و به سابقه‌ای که از قیامهای سال 88 هست برمی‌گردد. در آن موقع دو عامل مشخص سیاسی در صحنه کار کرد که باعث شکستن طلسم خامنه‌ای شد. یکی در بالای نظام که در حالیکه بعد از خمینی، رفسنجانی و خامنه‌ای میراث او را با هم داشتند جلو می‌بردند، بین رفسنجانی و خامنه‌ای شقه ایجاد شد و دیگری در پائین، که در اثر شقه و شکافی که ایجاد شد قیام رخ داد و توده‌های مردم و دانشجوها در کف خیابان و جلوی دانشگاه، تصاویر خامنه‌ای و خمینی را لگدمال کردند و تلویزیون رژیم هم آن را نشان داد. این عمل، به‌معنای لگدمال کردن اتوریته ولایت‌فقیه بود.
واقعیت سوم این است که خامنه‌ای زهر اتمی را خورده است. تحمیل زهر اتمی به خامنه‌ای -اگر چه در داخل رژیم، مخاصمات و کشاکش‌هایی وجود داشته- اما محصول سیاست مقاومت بوده است؛ خود عناصر رژیم اعتراف می‌کنند که ما داشتیم کار خودمان را می‌کردیم، مجاهدین بساط ما را بهم زدند و افشا کردند و دنیا را علیه ما شوراندند. بنابر‌این خامنه‌ای، این شکست را از مقاومت خورده است، کما این‌که این مقاومت در مقابل دخالتهای رژیم در عراق یا در سوریه که شاهرگهای حیاتی ولایت‌فقیه است که به اتکا آنها کسب قدرت می‌کرده است هم سد بسته است. نمایندگان خامنه‌ای مستمر می‌گفتند که مرزهای ما نه در شلمچه، بلکه در مدیترانه است و ما آنجا سنگر و خط بستیم. از طرف دیگر خامنه‌ای می‌گفت که ما باید قدرت و برتری خودمان را اثبات بکنیم که منظورش بمب اتم بود. حالا خامنه‌ای، زهر را خورده است؛ از لحاظ سیاست منطقه‌یی هم، به‌علت مقاومت و ایستادگی جنبش مقاومت در مقابل این سیاستهایش دچار تنش و تنگنا است، بنابراین هم در تعادل قوای داخل رژیم و هم در مقابل کل جبهه خلق تضعیف شده است. شرایط مشخص سیاسی‌ای ایجاد شده است که در آن برای خامنه‌ای، بردی متصور نیست. در نتیجه اگر اجازه می‌داد که اینها به خبرگان وارد شوند -گذشته از این‌که ممکن است به او تحمیل شود- به‌شدت ضرر می‌کرد و در این شرایط و تعادل، یک واگذاری محسوب می‌شد. وقتی هم حذف می‌کند، با این تنشها روبه‌رو است. الآن خامنه‌ای خط انقباض و حذف را در پیش گرفته است؛ طبعاً باید پای پیامدهایش بایستد. خودش حساب کرده است که به قول معروف از ترس مرگ دست به خودکشی نزند. این، همان استدلالی است که اینها از ابتدا داشتند. به هرحال مرگ را انتخاب کرده و خودکشی را رد کرده است. اگر خودکشی هم می‌کرد باز سرنوشت بدی در انتظارش بود.



ما در کانال دانشگاه سنگر آزادی همراه شوید

در گذر تاریخ ... #ایران - 28بهمن 301 – 17 فوریه: درگذشت تاریخ‌نویس مشهور، محمدبن جریر طبری

در گذر تاریخ ...
28بهمن 301 – 17 فوریه: درگذشت تاریخ‌نویس مشهور، محمدبن جریر طبری


بر اساس برخی نوشته‌های تاریخی، روز 28بهمن سال 301شمسی، محمدبن جریر طبری، تاریخ‌نویس و مفسر مشهور قرآن درگذشت.
 از طبری دو اثر بسیار مهم برجای مانده. یکی تاریخ طبری در 8جلد و دیگری تفسیر قرآن به‌نام جامع‌البیان در 30جلد هست که هر دو را به‌زبان عربی نوشته است.
طبری، اهل طبرستان (نام قدیمی مازندران) بوده و در آمل متولد شده است.
طبری دانشمند بزرگی بود که در زمینه‌های فلسفه، کلام، فقه، اصول، تاریخ، حدیث و علوم دیگر، ید طولایی داشت.
کتاب تاریخ طبری به فارسی نیز ترجمه شده است.