۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵

#ایران - در گذر تاریخ ... 12 اردیبهشت 1347– 2 می شهادت اسماعیل شریف‌زاده، از پیشتازان جنبش مردم کردستان

 در گذر تاریخ ...
12 اردیبهشت 1347– 2 می
شهادت اسماعیل شریف‌زاده، از پیشتازان جنبش مردم کردستان


روز دوازدهم اردیبهشت‌ سال 1347، اسماعیل شریف‌زاده ، روشنفکر انقلابی کرد، طی یک درگیری با نیروهای سرکوبگر شاه دریکی از روستاهای بانه، به‌شهادت رسید.
اسماعیل شریف‌زاده در سال 1345 به‌همراه تنی‌چند از جوانان انقلابی کرد از‌جمله سلیمان معینی، عبدالله معینی، محمدامین سراجی و ملاآواره، ”کمیته انقلابی حزب دموکرات کردستان ” را به‌قصد شروع مبارزه چریکی دهقانی درایران بنیان گذاشت.
آنها ابتدا در اطراف مهاباد و بانه و سردشت به‌کار تبلیغی و سیاسی در میان روستائیان پرداختند و قصد داشتند پس از زمستان سال 46 عملیات مسلحانه را شروع کنند. رژیم‌شاه نیز که از تحرکات این گروه باخبرشده بود، با بسیج نیروهای نظامی و به‌خدمت گرفتن مزدور و جاش، منطقه وسیعی از خانه(پیرانشهر) تا بانه و تا سنندج و پاوه و نوسود را برای ضربه‌زدن به‌این گروه، زیرکنترل گرفت.
اولین اکیپ به‌رهبری شریف‌زاده در12اردیبهشت 1347 وارد منطقه شد که دریکی از روستاهای بانه به‌محاصره دشمن درآمد. دراین درگیری نابرابر، شریف‌زاده ویارانش به‌شهادت رسیدند.
هسته بعدی، ملاآواره بود که درمنطقه سردشت محاصره شد و ملاآواره شهید و یا دستگیر و اعدام گردید.
درخرداد همان‌سال سلیمان معینی به‌شهادت رسید و درتیرماه هم عبدالله معینی دراطراف روستای قالوی بوکان، که بعدا توسط اهالی به‌روستای قالوی معینی تغییرنام یافت، به‌شهادت رسید.
رژیم شاه متعاقبا توسط اویسی جنایتکار به‌کشتاروحشیانه مردم و مبارزان کرد درکردستان دست زد، بسیاری را به‌شهادت رسانده و بسیاری را به‌زندان افکند.



با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - در گذر تاریخ ... ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ – ۲ مه‌۱۹۶۱ دکتر خانعلی به شهادت رسید (روز معلم)

در گذر تاریخ ...
۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ – ۲ مه‌۱۹۶۱ 
دکتر خانعلی به شهادت رسید (روز معلم)


دراین روز، تظاهرات فرهنگیان و معلمان کشور که دراعتراض به‌حقوق ناچیز خود از چند روز قبل دست به‌اعتصاب زده بودند با سرکوب حکومت شاه مواجه شد.
این تظاهرات که در برابر مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تهران برپا شده بود با به‌رگبار بستن صفوف معلمین توسط پلیس شاه به‌خاک‌وخون کشیده شد و دکترخانعلی دبیر دبیرستانهای تهران به‌شهادت رسید.
ازآن‌پس این‌روز به‌عنوان روزمعلم شناخته شد.
به‌دنبال شهادت دکترخانعلی اعتراضات گسترده‌یی علیه حکومت شاه نسبت به‌این‌جنایت در سراسر کشور صورت گرفت و رژیم شاه مجبور به‌عقب‌نشینی‌هایی در جهت اعطای برخی تسهیلات به‌فرهنگیان شد.



با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - در گذر تاریخ ... اول ماه می روز جهانی کارگر گرامی باد

در گذر تاریخ ...
اول ماه می روز جهانی کارگر گرامی باد


نگاهی به‌سابقه تاریخی
روز اول ماه‌مه سال ۱۸۸۶، درآمریکا بیش‌از چهارصدهزارکارگر برای کاهش زمان کار روزانه‌شان، از 14ساعت به8‌ساعت، دست به‌اعتصاب زدند. در روز سوم اعتصاب، پلیس، کارگران را به‌گلوله بست، پنج‌کارگر کشته و عده‌یی مجروح شدند. روز چهارم ماه‌مه، کارگران به‌اعتراض دسته‌جمعی بزرگتری دست زدند که درجریان آن، چندتن از افراد پلیس، براثر بمبی که به‌میانشان پرتاب شد، کشته شدند. پلیس، رهبران اعتصاب را دستگیرکرد. چهاررهبر اعتصاب پس‌از محاکمه اعدام شدند. اما مبارزه کارگران ایالات‌متحده بی‌ثمرنماند و نزدیک‌به‌پانصدهزارکارگر حق هشت‌ساعت کار روزانه را به‌دست آوردند. سه‌سال بعد در ژوئیه ۱۸۸۹، کنگره بین‌الملل سوسیالیست، درپاریس، تصمیم گرفت روز اول ماه‌مه را روز بین‌المللی همبستگی کارگران اعلام کند و هرساله مراسمی به‌این‌مناسبت برگزار نماید.
روزکارگر در ایران
در ایران جشن اول ماه‌مه، برای اولین‌بار، درسال ۱۲۹۹ برگزار شد. دردوره دیکتاتوری رضاشاه، این‌مراسم اغلب به‌صورت مخفیانه برپا می‌شد. بعداز سقوط رضاشاه، دوباره امکان برگزاری علنی این‌جشنها پیدا شد و بعضی از اسناد تاریخی از تظاهرات بزرگ اول ماه‌مه درسالهای 24 و 25 حکایت دارند. درسال ۱۳۳۱، به‌دستور دکترمصدق، روز اول ماه‌مه، عید کارگران و تعطیل رسمی اعلام شد. اما پس‌از کودتای ننگین 28مرداد، مجدداً این‌مراسم، مخفیانه برگزار می‌شد. چندی بعد شاه، روز تولد پدرش - 24اسفند- را روزکارگر اعلام کرد! ولی، با اوجگیری جنبش دانشجویی در داخل و خارج‌کشور و افشای ماهیت سرکوبگر و فاسد رژیم درافکار بین‌المللی، شاه ناچار به‌عقب‌نشینی شد و روز اول ماه‌مه، به‌عنوان روزکارگر، تعطیل کارگری اعلام شد. درسالهای آخر حکومت شاه، از طرف اتحادیه‌ها و سندیکاهای فرمایشی، مراسمی به‌نام «روزکارگر» برای ستایش از به‌اصطلاح خدمات شاه به‌کارگران‌ ! برپا می‌شد که مورد نفرت توده‌ها بود.
پس‌از انقلاب57، سازمان‌مجاهدین خلق ایران اولین‌مراسم باشکوه روزکارگر را درکرج و درگرامیداشت خاطره کارگران جهان‌چیت که درسال 50 به‌دست مأموران سرکوب رژیم‌شاه شهید شده بودند، برگزارکرد. درهمین‌سال، حزب جمهوری و یک‌ارگان کارگری دولتی نیز برای عقب نیفتادن از صحنه، اعلام راهپیمایی کردند‌. درسال 59، سازمان‌مجاهدین میتینگ بزرگ روزکارگر را در ترمینال خزانه تهران برگزار کرد. چند گروه سیاسی دیگر نیز برگزاری مراسم روزکارگر را درمحلهای جداگانه اعلام کرده بودند.
خمینی دجال هم درپیامی که به‌مناسبت روزکارگر فرستاد، علاوه برحرفهای سخیفی درمورد کارگران از این‌قبیل که: کار و کارگر به‌گروه خاصی محدود نمی‌شود بلکه همه ملت کارگرند!، به‌سمپاشی علیه گروههای مترقی و اساساً مجاهدین پرداخت. او با گفتن دروغهای رذیلانه‌یی از این‌قبیل که‌: «آنان که به‌اسم طرفداری از کارگران از کار آنان جلوگیری می‌کنند و پشت نقاب طرفداری از دهقانان، خرمنهای آنان را، که حاصل دسترنج یک‌ساله آنان است، به‌آتش می‌کشند و زیر ماسک خدمت به‌کارگران، درکارخانه‌ها با تمام توان اخلال می‌کنند، این‌روز از آنان نیست»، تلاش کرد تا کینه‌توزی کور و خصومت هیستریک‌ مزدوران جنایتکار خود علیه مجاهدین را برانگیزد. آن‌روز خیل چماقداران، مراسم روزکارگر را درهمه‌جا مورد تهاجم قرار دادند. اما تمرکز اصلی تهاجم بر روی مراسم مجاهدین درترمینال خزانه بود. رژیم به‌این‌منظور تدارک ویژه‌یی دیده و پاسداران و مزدوران مسلح خود (با لباس شخصی) را با سازماندهی مشخص و به‌طور گسترده به‌این‌مراسم گسیل داشت. قرار بود مسعودرجوی دراین‌مراسم سخنرانی کند. اما مجاهدین با کشف توطئه ترور مسعود، سخنرانی وی را ملغی کردند. دراین‌مراسم براثر حملات وحشیانه مزدوران خمینی به‌مجاهدین و مردم شرکت کننده، حداقل 300تن مضروب و مجروح شدند، اما مجاهدین توانستند توطئه بزرگ رژیم را خنثی کنند.
اعتصابهای مهم کارگران و زحمتکشان ایران
طبقه کارگر ایران طی بیش‌از نیم قرن گذشته، مبارزات خونینی را برای کاستن از شدت ستم و استثمار و احقاق حقوق اولیه خود به‌پیش برده است. گرچه رشد طبقه کارگر ایران، به‌لحاظ کمی، از دهه چهل آغاز شده، اما پیش از آن نیز کارگرانی که درصنایع نفت و نساجی کار می‌کردند، مبارزاتی را از سر گذرانده‌اند. یکی از بزرگترین اعتصابهای کارگری، اعتصاب سراسری یک‌صدهزارنفر از کارگران نفت جنوب، در23 تیرماه ۱۳۲۵ بود که خواستهای سیاسی از قبیل تغییر استاندار وقت و عدم دخالت شرکت نفت در امور داخلی ایران در برداشت. این‌اعتصاب مورد یورش و سرکوب قرار گرفت و 46 کشته و 170مجروح برجای گذاشت. درمورد عظمت این‌اعتصاب، درکتاب ”پنجاه‌سال نفت ایران“ آمده‌:
 «ازروی کمال انصاف و بی‌طرفی و حقیقت‌بینی باید گفت بهبود وضع کارگران نفت، درسالهای آخر عملیات شرکت درایران، مرهون دو نکته اصلی بود: اول، آزادی بیان که پس‌از خروج ارتش بیگانگان در ایران حاصل شد و کارگران توانستند وضع اسفناک و مشقت‌بار خود را تا حدی شرح دهند؛ دوم اعتصاب بزرگ 23تیرماه ۱۳۲۵ که قدرت عظیم آنها را برای گرفتن حق خود واضح و آشکار ساخت و به‌شرکت فهماند که دیگر ادامه رویه سابق محال است و باید سریعاً رفتار خود را تغییر دهد. قانون کار و بیمه‌های اجتماعی و تعیین حد‌اقل دستمزد و اصلاحات دیگری که در سالهای اخیر، کم‌وبیش در ایران انجام گرفته، همه و همه، مرهون اقدامات دسته‌جمعی کارگران نفت است».
این‌اعتصاب، دولت انگلیس را به‌شدت دچار نگرانی کرد. چندکشتی جنگی به‌بنادر جنوب فرستاد و دیگر نیروهای نظامی خود را در منطقه خلیج‌فارس آماده برای دخالت دروضعیت خطیر احتمالی کرد.
اعتصاب زحمتکشان کوره‌پزخانه‌ها در 23خرداد ۱۳۳۸، به‌خاطر افزایش دستمزد، که منجر به‌کشته‌شدن پنجاه‌کارگر - زن و مرد و کودک - شد و اعتصاب کارگران جهان‌چیت درسال 50 که آن نیز توسط مزدوران رژیم‌شاه به‌خاک‌وخون کشیده شد، از نمونه‌های برجسته مبارزات کارگران هستند. اما اعتصاب کارگران و کارکنان صنعت نفت در سال ۱۳۵۷ و قطع صدور نفت ضربه ‌کمرشکنی بود که بررژیم سلطنتی وارد آمد و در پی آن، قیام مسلحانه خلق، در 22بهمن، نظام پوسیده شاهنشاهی را برای همیشه به‌گور سپرد.
بعداز انقلاب57، کارگران و زحمتکشان ایران نیز مثل دیگر اقشار جامعه امید داشتند به‌حقوق منصفانه خود دست یابند.
آنها براساس تجربه‌شوراها که درروزهای قیام ضدسلطنتی شکل گرفته و پس‌از انقلاب نیز درکارخانه‌ها، ادارات، دانشگاهها و دیگر مؤسسات عمدتاً توسط سازمان‌مجاهدین ترویج می‌شد، خواستار این‌بودند که همچنان اداره امور به‌صورت شورایی و با مشارکت و نظارت خود کارگران و کارکنان باشد. رژیم، ابتدا خود را ناگزیر از پذیرش شوراهای موجود درکارخانجات دید. سپس با طرح و نقشه مشخص، یک‌به‌یک‌به‌سراغ این‌شوراها و دست‌اندرکاران آنها رفت و باتصاحب مدیریت کارخانه و مواضع کلیدی و گسیل و نفوذدادن مزدوران خود، به‌تدریج شوراهای این‌کارخانه‌ها را به‌چنگ آورد و سپس به‌تصفیه، اخراج و یا به‌زندان‌افکندن رهبران قبلی ‌پرداخت. اگر ترکیب کارکنان و شرایط و تعادل قوای محیط به‌او اجازه چنین کاری را نمی‌داد، با توسل به‌تهدید و تطمیع و یا پاپوش‌درست‌کردن، اقدام به‌انحلال شورای مزبور می‌نمود. سپس شورای فرمایشی و دلخواه خودش را تشکیل می‌داد و یا اگر شرایطش نبود، اساساً دستگاه شورا را برمی‌چید.
اعتراضات کارگری درسالهای اخیر و ابعاد سرکوبی
رژیم‌خمینی یکی از ضدکارگری‌ترین رژیمهای موجود درجهان‌کنونی است. این‌رژیم و کارفرمایانی که تحت‌نظام ظالم و سرکوبگر آن عمل می‌کنند، هرگونه اجحافی علیه کارگران را بادست‌باز انجام می‌دهند و هیچ‌گونه مرزسرخ جدی برایشان متصور نیست. به‌یقین درهیچ کشوری نهادهای ضدکارگری تا این‌اندازه دست‌باز برای ستم و فشار علیه کارگران ندارند. موج اعتراضات کارگری در ایران که درطبقه‌بندی اعتراضات اقشار مختلف، همواره درردیف اول و یا دوم قرار گرفته، به‌خوبی نشان‌دهنده میزان ستم و تجاوز سیستماتیک‌ به‌حقوق آنهاست. این‌اعتراضات که هرساله نسبت به‌سال قبل روند صعودی و گاه چندین‌برابر را نشان می‌دهد، اغلب هنگامی صورت می‌گیرد که این‌زحمتکشان، کارد به‌استخوانشان رسیده باشد. اعتراضات کارگران شامل اعتراض و تحصن علیه سیاستهای ضدکارگری رژیم آخوندی، تعطیلی کارخانه یا عدم دریافت حقوق ماهانه به‌مدت چندین‌ماه و گاه تا یک‌سال یا حتی بیشتر است، اعتراض بخصوصی‌سازی کارخانه‌های تولیدی، برخوردارنبودن از حق بیمه‌درمانی و مزایای کارگری در شرایط سخت و اخراج کارگران واستفاده ازکود‌کان در کاربوده است.



با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - در گذر تاریخ ... ۱۱ اردیبهشت ۱۲۷۵ – ۳۰ آوریل۱۸۹۶‌ ناصرالدین‌شاه قاجار به قتل رسید

در گذر تاریخ ...
۱۱ اردیبهشت ۱۲۷۵ – ۳۰ آوریل۱۸۹۶‌ 
ناصرالدین‌شاه قاجار به قتل رسید


دراین روز، ناصرالدین‌شاه قاجار به دست میرزارضا کرمانی با شلیک چندگلوله به‌قتل رسید.
ناصرالدین‌شاه قاجار چهارمین پادشاه سلسله‌‌‌‌‌‌‌ قاجاریه بود که ۴۹سال بر ایران سلطنت کرد. او شاهی مستبد و خودرأی بود و با هرگونه اصلاحات و ترقیخواهی ضدیت داشت.
قتل امیرکبیر و اعطای امتیازهای متعدد به‌بیگانگان، خوشگذرانی و عیاشی، دست‌بازدادن به‌چپاول و سرکوب مردم توسط شاهزادگان، توسعه‌‌‌‌‌‌‌ فرهنگ چاپلوسی در دربار فاسد، نشان از بی کفایتی مردی است که در تمامی نیمه‌‌‌‌‌‌‌ دوم قرن نوزدهم بر ایران سلطنت کرد.
دهه‌‌‌‌‌‌‌ آخر عمر ناصرالدین‌شاه مصادف بود با جنبش تنباکو و همبستگی تمامی مردم ایران علیه بندوبستهای ننگین ناصرالدین‌شاه با کمپانی انگلیسی رِژی که به‌پیروزی مردم و عقب‌نشینی شاه منجر شد. این پیروزی، سرآغاز و زمینه‌‌‌‌‌‌‌ مهمی برای خواسته‌‌‌‌‌‌‌ بعدی مردم ایران یعنی انقلاب مشروطه بود که ۱۰سال بعد از ناصرالدین‌شاه به‌پیروزی رسید.
بالاخره یک جوان مبارز و آزادیخواه ایران به‌نام میرزارضا کرمانی برآن شد تا به‌زندگی او پایان دهد. زمانی که ناصرالدین‌شاه تصمیم داشت پنجاهمین سال سلطنتش را در شهرری جشن بگیرد، مورد اصابت گلوله‌های تپانچه‌‌‌‌‌‌‌ میرزا رضا کرمانی قرار گرفت و به‌هلاکت رسید.



با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

#ایران - در گذر تاریخ ... ۱۰ اردیبهشت ۴۰۹ – ۳۰ آوریل۱۰۳۰ سلطان محمود غزنوی تسلیم مرگ شد

در گذر تاریخ ...
۱۰ اردیبهشت ۴۰۹ – ۳۰ آوریل۱۰۳۰
سلطان محمود غزنوی تسلیم مرگ شد


سلطان‌محمود غزنوی در شهر غزنه در نزدیکی کابل درگذشت
سلطان‌محمود غزنوی از زمره پادشاهان جنگجوی ایران بود که بارها به ‌هند و سایر نقاط شرق و غرب لشگرکشی کرد و دهها هزار نفر از مردم را از دم تیغ گذراند.
محمود غزنوی که بسیار مال‌دوست و زراندوز بود، غارت و چپاول مردم شهرها و قتل‌عام آنان را تحت‌عنوان نشر اسلام انجام می‌داد و هرکس که مذهب وی را قبول نداشت مرتد می‌دانست
فردوسی شاعر بزرگ ایران در زمان وی می‌زیست اما به‌دربار وی آلوده نشد. فردوسی درمورد نادانی محمود غزنوی گفته است
”به‌دانش نَبُد شاه را دستگاه
وگرنه مرا برنشاندی به‌گاه”
اما برخی دیگر از شاعران در توصیف سلطان محمود، مجیزگویی را به‌حد افراط رساندند.
دانشمند بزرگ ابوریحان بیرونی نیز در دوران محمود غزنوی می‌زیست که به‌دلیل یک ابرازنظر علمی از طرف سلطان محمود به‌کفر متهم شد و حکم قتلش را صادر کرد که با وساطتهای بسیار از قتل او دست کشید.
همچنین ابوعلی‌سینا برای گریز از جنایات سلطان محمود به‌آل‌بویه و آل‌زیار پناهنده شد.


با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

#ایران - در گذر تاریخ ... ۹ اردیبهشت ۱۳۳۰ – ۳۰ آوریل۱۹۵۱‌ قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران به تصویب رسید

در گذر تاریخ ...
۹ اردیبهشت ۱۳۳۰ – ۳۰ آوریل۱۹۵۱‌
قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران به تصویب رسید


قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران که توسط کمیسیون نفت مجلس به ریاست دکتر محمد مصدق تنظیم شده بود، به‌رغم کارشکنیهای دربار و ایادی استعمار و در اثر روشنگریهای دکتر مصدق و حمایت تمامی اقشار و طبقات مردم ایران، به‌ویژه نفت‌گران جنوب به تصویب نهایی مجلسین رسید. تصویب این قانون، پیروزی بزرگی برای جنبش ملی و ضد استعماری مردم ایران به رهبری دکتر مصدق بود که مدت ۶ سال بود از طرف دکتر مصدق، بی‌وقفه دنبال میشد.
به‌دنبال تصویب قانون خلع ید، دکتر مصدق -که قبول نخست وزیری خود را که از سوی اکثریت مجلس پیشنهاد شده بود، مشروط به تصویب قانون خلع ید کرده بود- اقدام به تشکیل کابینه خود کرد و روز ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۳۰ دولت خود را به مجلس معرفی کرد و رأی اعتماد گرفت. مصدق در یکی از نطقهای خود گفت: «... اگر در ملتی فداکار و پیشتاز وجود نداشته باشد، نه از عوامل سیاسی روز، نه از مقتضیات و جریانات بین‌المللی و نه از رقابتها و تضادهای سیاسی ممالک بزرگ می‌توان استفاده کرد. این عوامل در آنجا که مردم بیدار و مواظب کار خود بوده که به مسئولیت و وظیفه تاریخی خود آشنایی داشته‌اند ثمربخش شده و مسیر زندگی و سرنوشت میلیونها بشر محروم و فلک‌زده و... را بصورتی معجزآسا عوض کرده است».


با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید

۲۹ فروردین ۱۳۹۵

#ایران - در گذر تاریخ ... ۳۰ فروردین ۱۳۵۴- ۱۹ آوریل۱۹۷۵ شهادت ۹ زندانی سیاسی انقلابی در تپه‌های اوین

در گذر تاریخ ...
۳۰ فروردین ۱۳۵۴- ۱۹ آوریل۱۹۷۵
شهادت ۹ زندانی سیاسی انقلابی در تپه‌های اوین


رژیم شاه، طی یک توطئه جنایتکارانه،۹تن از زندانیان سیاسی برجسته، شامل مجاهدین خلق کاظم ذوالانوار و مصطفی جوان‌خوشدل و فداییان خلق، بیژن جزنی و یارانش؛ حسن ضیاظریفی، عباس سورکی، عزیزسرمدی، مشعوف کلانتری، محمد چوپان‌زاده و احمد جلیل‌افشار را با چشمان بسته به‌‌تپه‌های اوین انتقال دادند. جلادان ساواک سپس این اسرای قهرمان را با مسلسل به‌‌خاک و خون کشیده و به‌‌شهادت رساندند.
این قهرمانان هنگام شهادت دوران محکومیت خود را در زندان می‌گذراندند و بعضاً چند ماه بیشتر به‌‌پایان دوره محکومیتشان نمانده بود که به‌‌جرم وفاداری به‌‌آرمان آزادی ملت ایران به‌‌شهادت رسیدند.
متعاقبا رژیم شاه اعلام کرد که این ۹ زندانی سیاسی درحال فرار کشته شدند.


#ایران - در گذر تاریخ ... ۳۰ فروردین۱۳۵۱ - ۱9 آوریل۱۹۷۲ اعدام اولین دسته اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران به دست دیکتاتوری شاه

در گذر تاریخ ...
۳۰ فروردین۱۳۵۱ - ۱9 آوریل۱۹۷۲
اعدام اولین دسته اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران به دست دیکتاتوری شاه


رژیم دیکتاتوری شاه، ۴تن از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌دنبال حکم یک دادگاه فرمایشی نظامی به‌جوخه‌های تیرباران سپرد. این مجاهدان عبارت بودند از:
ناصرصادق، محمدبازرگانی، علی باکری و علی میهندوست.
برخلاف تلاش رژیم شاه که می‌خواست با اعدام آنها پرونده‌‌‌‌‌‌‌ مجاهدین خلق ایران را مختومه اعلام کند، شهادت این قهرمانان، انفجاری از آگاهی درجامعه ایجاد کرد. و راه مجاهدین نزد مردم ایران و به‌خصوص جوانان و روشنفکران انقلابی و مبارز، به‌عنوان راه رهایی و آزادی از دیکتاتوری شناخته شد.
انتشار متن دفاعیات اعضای مرکزیت که مخفیانه و با مشقات بسیار توسط مجاهدین به‌بیرون زندان منتقل شده بود، حقانیت آرمان مجاهدین را برای توده‌ها ی مردم روشن کرد.
دررابطه با انتشار این دفاعیات، متعاقبا مسعود رجوی رهبر مجاهدین درزندان تحت بازجویی و شکنجه و آزار ساواک شاه قرار گرفت. او دراین بیدادگاه نظامی، ابتدا به‌اعدام محکوم شده بود اما در پی فشارهای بین‌المللی که با تلاشهای دکتر کاظم رجوی برادر بزرگتر وی شکل گرفت، حکم او به‌حبس ابد با اعمال شاقه تبدیل شد.


#ایران - در گذر تاریخ ... کودتای موسوم به‌ ” انقلاب فرهنگی“ علیه دانشگاههای ایران

در گذر تاریخ ...
کودتای موسوم به‌ ” انقلاب فرهنگی“ علیه دانشگاههای ایران


روز 29فروردین سال 1359،حمله خونین و سراسری پاسداران و دیگر عوامل خمینی به‌‌دانشگاههای سراسر کشور تحت عنوان ”انقلاب فرهنگی” انجام گرفت. به‌دنبال این تهاجمات وحشیانه، 17تن از دانشجویان کشته، 2180تن زخمی، و صدهاتن دیگر دستگیر شدند.
دانشگاههای ایران که در دوران انقلاب ضدسلطنتی، ”سنگر آزادی” لقب گرفته بودند، پس از انقلاب نیز همچنان ”سنگر آزادی” بودند و دانشجویان و اساتید دانشگاهها به‌‌شدت از استبداد دینی خمینی و رویکردهای ارتجاعی آن منزجر بوده و از نیروهای مترقی و به‌خصوص سازمان مجاهدین خلق حمایت می‌کردند. از این رو دانشگاهها مورد تاخت و تاز و ایلغار خمینی قرار گرفت و به‌‌مدت سه سال تعطیل شد.
در بازگشایی مجدد دانشگاهها در سال 62، و طی همان سه سال، خمینی هزاران دانشجو را اعدام کرده بود و صدهاهزار دانشگاهی کشور نیز ناچار از ترک میهن شده بودند.
خمینی با ایجاد یک سیستم تفتیش عقاید مذهبی و سیاسی دست به‌‌تصفیه‌‌‌‌‌‌‌اساتید و دانشجویان زد.
 قلع‌وقمع دانشگاهها و مراکز علمی کشور تحت عنوان ” انقلاب فرهنگی” توسط خمینی و آخوندهای حاکم، موجب شد که ایران به‌لحاظ علمی، یک دوره ‌‌‌‌‌‌‌کامل از کشورهای همتراز خود در آن‌زمان عقب بیفتد.

هادی غفاری درکودتای موسم به‌انقلاب فرهنگی

۲۶ فروردین ۱۳۹۵

#ایران - جوانان، پتانسیلی برای قیام و عصیان!

جوانان، پتانسیلی برای قیام و عصیان!


چند سالی است که خامنه‌ای ذکر مصیبت می‌کند و از اوضاع و احوال وخیم اقتصادی حرف می‌زند و برای رهایی از این مصیبت مرگبار هم نسخه‌ای به نام «اقتصاد مقاومتی» می‌پیچد. در ادامه همین نسخة نامفهوم بود که امسال را سال «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» نامگذاری کرد. این نامگذاری خود نشان می‌دهد که تا به‌حال هیچ اقدام و عملی انجام نشده و در یک کلام حتی کارگزاران خودش هم برای حرفش تره خورد نکرده‌اند. در روزها و هفته‌های اخیر هم این بحث داغ بوده و هر کدام از کارگزارای رژیم تفسیر خاص خودش را از اقتصاد مقاومتی آخوند‌ساخته ارائه می‌دهد. کار به جایی رسید که خود خامنه‌ای در سایتش مطلبی منتشر کرد، تا شاید بتواند به این بحثها پایان بدهد. این مطلب در تاریخ 22فروردین به ده سؤال در رابطه با اقتصاد مقاومتی پاسخ داده است. سؤال و جوابهایی، خالی از محتوا و به‌لحاظ علم اقتصاد، بی‌پایه و اساس. خامنه‌ای در پاسخ به این سؤال که با توجه به برنامه‌های اقتصاد مقاومتی، آیا مشکلات کنونی اقتصاد کشور حل خواهد شد؟ وقیحانه پاسخ داده «در این‌که گفتیم اقتصاد مقاومتی بهترین راه‌حل مشکلات اقتصادی کشور است شکّی نیست، امّا معنای آن این نیست که ناظر به مشکلات کنونی کشور است». به این می‌گویند شیوه حل مسأله به سبک مقام ولایت، راه‌حلی ارائه می‌دهد که مشکلات را حل نخواهد کرد. در بخش دیگری هم در پاسخ به این‌که ظرفیتهای کشور برای اقتصاد مقاومتی چیست، به جوانان و دانشجویان اشاره کرده و می‌گوید: ”جمعیّت جوان کشور ــ از پانزده سال تا سی سال ــ یک حجم عظیم از ملّت ما را تشکیل می‌دهند؛ ... تعداد ده میلیون دانش‌آموخته‌ی دانشگاهها را داریم؛ ده میلیون از جوانهای ما در طول این سالها از دانشگاهها فارغ‌التّحصیل شدند. همین حالا بیش از چهار میلیون دانشجو داریم که اینها در طول چند سال آینده فارغ‌التّحصیل می‌شوند... . علاوه‌ی بر اینها، میلیونها نیروی مجرّب و ماهر داریم ”ء (خبرگزاری مهر رژیم ۲۲/۰۱/۹۵)
آمارها نشان می‌دهد که بیشتر این جوانان و دانشجویان و فارغ‌التحصیلانی که خامنه‌ای از آنها نام می‌برد، بیکار هستند. از طرف دیگر هر کارشناس خرده پای اقتصادی هم می‌داند که اشتغال زایی نتیجه یک اقتصاد سالم است، نه اقتصاد آخوندها که سراسر رانت و رشوه و چپاول است. چیزی که حتی کارگزاران رژیم هم به آن اعتراف می‌کنند. واقعیت این است که انبوه واردات بی‌رویه و قاچاق کالا توسط سرکردگان سپاه و آقازاده‌ها، نا و توانی برای کارخانه‌ها و کارگاههای داخلی نگذاشته و روز به روز شاهد تعطیلی بیش از پیش آنها هستیم. واقعیت این است که پوشالی به نام «اقتصاد مقاومتی» تنها به‌معنی سپردن انحصاری اقتصاد به «سپاه پاسداران» است. نیرویی که رودرروی جوانان و دانشجویان از نظام ولایت‌فقیه حفاظت می‌کند.
بنابراین سؤال اصلی این است که آن جوانان و دانشجویان و فارغ‌التحصیلان بیکاری که خامنه‌ای از آنها نام می‌برد، پتانسیلی برای اقتصاد آخوند‌ساخته‌ای به نام اقتصاد مقاومتی هستند یا پتانسیل برای قیام و عصیان؟

با با ما در کانال تلگرام میهنی میسازیم همراه شوید